{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل‌ِ تابستان را همیشه خیلی دوست داشتم ، تابستان به من قد

فصل‌ِ تابستان را همیشه خیلی دوست داشتم ، تابستان به من قدرت خیال‌پردازی و بافتن رویاهای رنگین ، در این دنیای سیاه و سفید را می‌داد ، تابستان به فرصت خوردنِ خوراکی‌های لذیذِ کاهی رنگ را می‌داد که روی کاغذ را سیاه و روحش را سفید کرده بودند ، تابستان به من اندیشه‌ی سواحل خلیج‌ تا ابد پارس را می‌داد که در گرمای جنوب خود را با اقتدار و به آرامی به شن‌های بی‌مقدار ساحل و چشمانِ متحیر و از شوق باز شده‌ی مسافران را می‌داد.
اصلا تابستان به من نشان می‌داد بغض‌های ابر از نگاه تیزِ کدام خورشید در می‌آیند خورشید تابستان همانی بود که با خشم و نفرت عشق سیب‌نقره‌ای ماه را پس زده بود و ماه بیچاره نیز از افسردگی دیرتر خوابیده و زودتر بر‌می‌خواسته است . تابستان به من قوطیِ آبی آسمانی خدا را نشان می‌داد که خدا هنوز روی آن از پنبه‌های خوش رنگ و سپید روی نچسبانده است .
ولی اکنون تابستان برای من فرصتی برای اندیشیدن به باد خنکِ پاییزی است وفرصتی برای انتظار ...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

سیلام_ کپشن_

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط