پارت
پارت ۱۲
آتسو
موبایل اکو زنگ خورد پدر بود هیگوچی بیدار شده بود و داشت اذیت میکرد برای همین اکو رو میخواستن به من گفت تو هم بیا ولی من جون نداشتم برای همین راضیش کردم خودش بره وقتی رسیدم بالا لباسم درآوردم و رفتم حموم وقتی اومد بیرون دیدم از مادر(مادر اکو)پیام اومده که بخاطر اتفاق امروز هفته دیگه عروسی میگیریم و باید خبرنگار ها رو آروم کنه منم ناراحت شدم و درک کردم بعد رفتم نیم ساعت آشپزی کردن برای شما که یهو شکم درد خیلی بدی حس کردم نشستم رو زمین و ماساژ میدادم ولی فایده نداشت هر لحظه بیشتر و بدتر میشد نفسم دیگه بالا نمییومد تحریک شده بودم و نیاز به آلفا داشتم آره من وارد هیت شده بودم زیر غذا رو به سختی خاموش کردم خودم رو روی زمین کشیدم و به اتاق آلفا رفتم نزدیک کمد شدم و همه لباس هایش رو کشیدم پایین و برای خودم یه لونه درست کردم شروارم که از اسلیک (ماده منی) خیس بود رو درآوردم و همونجا با رایحه آلفا خوابیدم
آتسو
موبایل اکو زنگ خورد پدر بود هیگوچی بیدار شده بود و داشت اذیت میکرد برای همین اکو رو میخواستن به من گفت تو هم بیا ولی من جون نداشتم برای همین راضیش کردم خودش بره وقتی رسیدم بالا لباسم درآوردم و رفتم حموم وقتی اومد بیرون دیدم از مادر(مادر اکو)پیام اومده که بخاطر اتفاق امروز هفته دیگه عروسی میگیریم و باید خبرنگار ها رو آروم کنه منم ناراحت شدم و درک کردم بعد رفتم نیم ساعت آشپزی کردن برای شما که یهو شکم درد خیلی بدی حس کردم نشستم رو زمین و ماساژ میدادم ولی فایده نداشت هر لحظه بیشتر و بدتر میشد نفسم دیگه بالا نمییومد تحریک شده بودم و نیاز به آلفا داشتم آره من وارد هیت شده بودم زیر غذا رو به سختی خاموش کردم خودم رو روی زمین کشیدم و به اتاق آلفا رفتم نزدیک کمد شدم و همه لباس هایش رو کشیدم پایین و برای خودم یه لونه درست کردم شروارم که از اسلیک (ماده منی) خیس بود رو درآوردم و همونجا با رایحه آلفا خوابیدم
- ۸.۰k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط