p2
p2
از رو تخت بلند شدم به سمت پنجره رفتم قفل بود
آروم و خونسرد بود و به سمتم میومد
به اون طرف اتاق رفتم از روی تخت پریدم و به سمت مستر رفتم در اون باز بود اما وقتی خواستم برم توش بسته نمیشد با خونسردی بهش نگاه کردم داشت لباساشو در میآورد و وقتی همشونو در آورد جیغی کشیدم بدنش حجیم و وحشتناک بود برای منی که انقدر ریزه میزه بودم کاری جز گریه نمیکردم اومد کنار مستر رو زمین ولو شده بودم بغلم کرد و شروع کرد به بوسیدن و در آوردن لباسم در عرض ۲ دقیقه مال اون شدم و تنها چیزی که یادم میاد سر درد شدید و سیاهی رفتن چشمم بود
از رو تخت بلند شدم به سمت پنجره رفتم قفل بود
آروم و خونسرد بود و به سمتم میومد
به اون طرف اتاق رفتم از روی تخت پریدم و به سمت مستر رفتم در اون باز بود اما وقتی خواستم برم توش بسته نمیشد با خونسردی بهش نگاه کردم داشت لباساشو در میآورد و وقتی همشونو در آورد جیغی کشیدم بدنش حجیم و وحشتناک بود برای منی که انقدر ریزه میزه بودم کاری جز گریه نمیکردم اومد کنار مستر رو زمین ولو شده بودم بغلم کرد و شروع کرد به بوسیدن و در آوردن لباسم در عرض ۲ دقیقه مال اون شدم و تنها چیزی که یادم میاد سر درد شدید و سیاهی رفتن چشمم بود
- ۷۹
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط