{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم

آمدی تنها نباشم حیف تنها تر شدم
از یقین گفتی برایم،پاک بی باور شدم

ساده گفتی:" باورم کن!با تو می مانم"! ولی
رفتی و در شعر تو خط خورده ای دیگر شدم

باز هم در وحشت بی انتهای فاصله
با هجوم تلخ شب تا صبح همبستر شدم

در میان شعله ناباوری ها سوختم
سوختم در لحظه های بی تو،خاکستر شدم

گفته بودی :"اولین بیت غزل های منی"
حیف رفتی و دوباره مصرع آخر شدم@
دیدگاه ها (۸)

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۴: فروریختن در سکوتتنشِ میان آ...

مرد بی رحم

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط