{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت را ببند و تصور كن

چشمانت را ببند و تصور كن
تمامِ روزهایی را كه در پيشِ رو داری
تمامِ آدم هایی كه هنوز ملاقات نكرده ای
و مطمئن باش
ميانِ همين روزها
يك نفر 
يك جا
آنقدر تو را می خواهد
كه يادت می رود روزی جایی 
كسی از سرِ نديدن و كم ديدن 
تو را نخواست
كه بايد بدانی كسی كه يك قلب را
كه تمام و كمال برای او می تَپد
نخواهد
تا عمر دارد 
قلبی اينچنينی برای لحظه هايش 
نخواهد بود
دیدگاه ها (۱)

آری، من دل بستم به کسی که در میان میلیاردها انسان، عاشق‌ترین...

گاهی شلوغی‌های دنیا آن‌قدر زیاد می‌شود که یادمان می‌رود یک ن...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

پروانه جان

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

#زندگی_می_گذرد🌷تو ، نباید آنکسی باشی که من می خواهم ، و من ن...

بعضی عشق‌ها شبیه لحظه‌ای کوتاه‌اند؛ می‌آیند، قلب را به تپش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط