چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
Under the Mask(زیر نقاب)
Part:3
کوک:عمرا قبول نمیکنه
تهیونگ:یه کاری میکنیم قبول کنه
کوک:چطوری. نکنه میخوای مجبورش کنی
تهیونگ:شاید..درسته اولش مجبور میشه ولی کم کم عاشقمون میشه
کوک:چطوری مجبورش میکنی
تهیونگ:حالا خودت میدونی ما کی هستیم یه جوری مجبورش میکنیم
کوک:هوففف خیل خب
تهیونگ:خوبه حالا نفوذ بد نزن شاید قبول کرد
کوک:همم
تهیونگ:اینطوری هردومون به عشقمون میرسیم لازم به جنگ و دعوا ام نیست
کوک:اره درسته
تهیونگ:خب حل شد حالا بیا بریم پایین
رفتیم پایین و نشستیم
جیمین:چیشد به توافق رسیدین
تهیونگ:اره
نامجون:خب چطوری انجامش میدین
کوک:دوتایی
پسرا:چی دوتایی ؟
تهیونگ:اره
لیسا:صبر کنید قضیه چیه چیو دوتایی انجام میدین کنجکاو شدم
کوک:فردا میفهمی
لیسا:فردا؟نمیشه الان بفهمم ؟
کوک:نوچ
لیسا:اوففف باشه
................
بعد ظبت اومدیم خونه و رفتم اتاقم نشسته بودم که در اتاقم زده شد
لیسا:بفرمایید
ته و کوک اومدن داخل
لیسا:آاا کاری دارین
تهیونگ:اره
کوک:چیزی که دیروز میخواستی بفهمی
تهیونگ:الان وقتشه
لیسا:آم اوکی بگین ببینم
کوک:لیسا ما ...خب ما
لیسا:شما چی
تهیونگ:ما دوست داریم
لیسا:چی؟
کوک:ما دوست داریم
اومدن نشستن کوک سمت راستم و ته سمت چپم
لیسا:ببینم منظورتون چیه
تهیونگ:همین که شنیدی
کوک:تو الان سه تا انتخاب داری
تهیونگ:یا من
کوک:یا من
تهکوک:یا ام هردومون
لیسا:آ....من....چیزه ......چطوری...آخه.....
تهیونگ:به خودت سخت نگیر
کوک:وقت برای انتخاب داری
تهیونگ:درسته انتخاب با خودته
کوک:اما اگه
تهیونگ:هردومون و انتخاب کنی
کوک:به نظر ما
تهیونگ:رابطه بامزه تریی ...
کوک:داریم همم
از لپام بوسیدن خشکم زده بود بلند شدن رفتن سمت در و
تهیونگ:خوب بهش فکر کن پرنسس
و رفتن اینجا چه خبره یعنی چی خیلی یهویی بود انتظار هر چی رو داشتم جز این چی بگم یعنی بگم که هر دوشون دوست دارم؟
ولی رابطه سه نفره یکم عجیب نیست؟چیکار کنممم؟
لیسا:واییییییییی
وایسا اگه بفهمن کیم چیکار کنم ولم میکنن؟ازم زده میشن؟ وای من چرا باید از این بترسم لیسا تو یادت رفته کی هستی خودتو جمع کن
هیچ ترسی ندارم اگه واقعیت و بفهمن یه کاریش میکنم ولی الان میخوام با هاشون قرار بزارم خودشونم که به رابطه سه نفره رازین بعدشم یه
دوست دختر دوست پسر عادییم دیگه مگه قراره چی بشه بعدا جواب میدم میخوام یکم تولش بدم خیببب
....................
تهیونگ:لیسا بیا بالا کارت داریم
اوه هوففف اروم باش لیسا مثل اینکه وقتشه
رفتم بالا رو به روشون وایسادم
لیسا:بله
کوک:وقتت دیگه تمومه تصمیمت چیه
لیسا:خببب ........
تهیونگ:خب چی
کوک:جوابتو بگو راحت باش هرچی بگی اوکیه اما نمیتونی رد کنی
هه چرا نمیتونم رد کنم مگه کین ای خداا چه گیری افتادیم
لیسا:قبوله
تهیونگ:چی قبوله
لیسا:گزینه سوم
به هم نگاه کردن و یه نیشخند زدن و
کوک:خب پس
تهیونگ:خوبه
کوک:پرنسس خانم
نزدیکم شدن که
جین:پسرا لیسا غذا امادس
لیسا:خب دیگه من میرم
زود رفتم پایین نشستم سر میز که ته و کوک اومدن این دفعه تهیونگ سمت راستم نشست و کوک سمت چپ با لبخند بهم نگاه میکردن
یا خدا قلبم خیلی جذابن
ادامه دارد.....
لایک و کامنت فراموش نشه 🙂💞
Under the Mask(زیر نقاب)
Part:3
کوک:عمرا قبول نمیکنه
تهیونگ:یه کاری میکنیم قبول کنه
کوک:چطوری. نکنه میخوای مجبورش کنی
تهیونگ:شاید..درسته اولش مجبور میشه ولی کم کم عاشقمون میشه
کوک:چطوری مجبورش میکنی
تهیونگ:حالا خودت میدونی ما کی هستیم یه جوری مجبورش میکنیم
کوک:هوففف خیل خب
تهیونگ:خوبه حالا نفوذ بد نزن شاید قبول کرد
کوک:همم
تهیونگ:اینطوری هردومون به عشقمون میرسیم لازم به جنگ و دعوا ام نیست
کوک:اره درسته
تهیونگ:خب حل شد حالا بیا بریم پایین
رفتیم پایین و نشستیم
جیمین:چیشد به توافق رسیدین
تهیونگ:اره
نامجون:خب چطوری انجامش میدین
کوک:دوتایی
پسرا:چی دوتایی ؟
تهیونگ:اره
لیسا:صبر کنید قضیه چیه چیو دوتایی انجام میدین کنجکاو شدم
کوک:فردا میفهمی
لیسا:فردا؟نمیشه الان بفهمم ؟
کوک:نوچ
لیسا:اوففف باشه
................
بعد ظبت اومدیم خونه و رفتم اتاقم نشسته بودم که در اتاقم زده شد
لیسا:بفرمایید
ته و کوک اومدن داخل
لیسا:آاا کاری دارین
تهیونگ:اره
کوک:چیزی که دیروز میخواستی بفهمی
تهیونگ:الان وقتشه
لیسا:آم اوکی بگین ببینم
کوک:لیسا ما ...خب ما
لیسا:شما چی
تهیونگ:ما دوست داریم
لیسا:چی؟
کوک:ما دوست داریم
اومدن نشستن کوک سمت راستم و ته سمت چپم
لیسا:ببینم منظورتون چیه
تهیونگ:همین که شنیدی
کوک:تو الان سه تا انتخاب داری
تهیونگ:یا من
کوک:یا من
تهکوک:یا ام هردومون
لیسا:آ....من....چیزه ......چطوری...آخه.....
تهیونگ:به خودت سخت نگیر
کوک:وقت برای انتخاب داری
تهیونگ:درسته انتخاب با خودته
کوک:اما اگه
تهیونگ:هردومون و انتخاب کنی
کوک:به نظر ما
تهیونگ:رابطه بامزه تریی ...
کوک:داریم همم
از لپام بوسیدن خشکم زده بود بلند شدن رفتن سمت در و
تهیونگ:خوب بهش فکر کن پرنسس
و رفتن اینجا چه خبره یعنی چی خیلی یهویی بود انتظار هر چی رو داشتم جز این چی بگم یعنی بگم که هر دوشون دوست دارم؟
ولی رابطه سه نفره یکم عجیب نیست؟چیکار کنممم؟
لیسا:واییییییییی
وایسا اگه بفهمن کیم چیکار کنم ولم میکنن؟ازم زده میشن؟ وای من چرا باید از این بترسم لیسا تو یادت رفته کی هستی خودتو جمع کن
هیچ ترسی ندارم اگه واقعیت و بفهمن یه کاریش میکنم ولی الان میخوام با هاشون قرار بزارم خودشونم که به رابطه سه نفره رازین بعدشم یه
دوست دختر دوست پسر عادییم دیگه مگه قراره چی بشه بعدا جواب میدم میخوام یکم تولش بدم خیببب
....................
تهیونگ:لیسا بیا بالا کارت داریم
اوه هوففف اروم باش لیسا مثل اینکه وقتشه
رفتم بالا رو به روشون وایسادم
لیسا:بله
کوک:وقتت دیگه تمومه تصمیمت چیه
لیسا:خببب ........
تهیونگ:خب چی
کوک:جوابتو بگو راحت باش هرچی بگی اوکیه اما نمیتونی رد کنی
هه چرا نمیتونم رد کنم مگه کین ای خداا چه گیری افتادیم
لیسا:قبوله
تهیونگ:چی قبوله
لیسا:گزینه سوم
به هم نگاه کردن و یه نیشخند زدن و
کوک:خب پس
تهیونگ:خوبه
کوک:پرنسس خانم
نزدیکم شدن که
جین:پسرا لیسا غذا امادس
لیسا:خب دیگه من میرم
زود رفتم پایین نشستم سر میز که ته و کوک اومدن این دفعه تهیونگ سمت راستم نشست و کوک سمت چپ با لبخند بهم نگاه میکردن
یا خدا قلبم خیلی جذابن
ادامه دارد.....
لایک و کامنت فراموش نشه 🙂💞
- ۲۵۸
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط