چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
Under the Mask(زیر نقاب)
Part:2
جیمین:خب دیگه بریم سراغ تمرین
نامجون:اره دیگه بریم
.....................
خسته افتادم زمین و دراز کشیدم که
تهیونگ:خیلی خسته شدی نه
لیسا:اره
تهیونگ:کم کم عادت میکنی
لیسا:همم
(تهیونگ )
چو لیسا واقعا دختر خوبی به نظر میرسید ازش خوشم اومد بعد تمرین خسته رو زمین دراز کشید که رفتم سمتش
تهیونگ:خیلی خسته شدی نه
لیسا:اره
تهیونگ:کم کم عادت میکنی
لیسا:همم
تهیونگ:میخوای برو اتاقت استراحت کن
لیسا:اوهوم باشه من رفتم
تهیونگ:همم
.................
.................
.................
۵روز دیگه ظبت موزیک ویدیوه تا الان همه چی خوب پیش رفته اما نگاهای تهیونگ و کوک یکم برام عجیبه هروقت نگاشون میکنم میبینم دارن نگام میکنن و خب وللش مهم نیست
ولی این دوتا با بقیه اعضا برام فرق دارن چرا؟ به هر حال
از جام بلند شدم رفتم سرویس بعد انجام کارای لازم رفتم پایین
جین:بیدار شدی بیا سر میز
لیسا:اومدم
رفتم نشستم که فقط نامجون و جین سر میز بودن
لیسا:پس بقیه پسرا کجان
نامجون:اونا یه کاری داشتن صبح رفتن
لیسا:که اینطور باشه
اول صبحی چه کاری دارن اونم همه باهم چیو دارین ازم مخفی میکنید شماها بعد صبحونه رفتیم نشستیم رو کاناپه که یه پیام اومد به گوشیم و بازش کردم
پیام:خانم رئیس یه مشکلی پیش اومده لطفا خیلی سریع خودتونو برسونید
چی شده باز
لیسا:من باید برم یه کاری برام پیش اومده
نامجون:آا باشه مواظب باش
لیسا:باشه
رفتم اتاق و اماده شدم و زدم بیرون
..............
امروز موزیک ویدیو رو ظبت کردیم و یه چند تا آهنگ دیگه هم داریم که باید ظبت بشن و اونا موندن برای فردا رفتیم خونه و استراحت کردیم صبح با صدای پسرا
از پایین بیدار شدم رفتم سرویس و کارای لازم و انجام دادم بعد رفتم پایین که کوک و ته داشتن بهث میکردن تا منو دیدن ساکت شدن
تهیونگ:کوک بعدا دربارش حرف میزنیم الان وقتش نیست
کوک:همم باشه
اینا چشونه وللش توی شرکت یه مشکل پیش اومده اعصابم خورده واقعا کافیه یکی یه حرف اضافی بزنه تا پارش کنم خب اون شرکت از بابام بهم رسیده و من اداره میکنم
فعلا نمیخوام اعضا بفهمن الانم باید به فکر یه راه حل برای این مشکل باشم لعنتی
شوگا:لیسا به چی فکر میکنی
لیسا:آا هیچی *لبخند
شوگا:فکرت درگیره چیزی شده
لیسا:نه چیزی نیست
شوگا:اوکی
رفتم نشستم که
نامجون:راستی لیسا
لیسا:بله
نامجون :ما آخر هفته بعدی خونه نیستیم یه مهمونی خارج از شهر داریم برای یکی از دوستای مشترکمون
لیسا:آها باشه ولی چرا به من میگین
نامجون:آا فقط میگیم که خبر داشته باشه یه ۳ روزی خونه نیستیم
لیسا:مشکلی نیست منم میخواستم برم مامانمو ببینم پس منم خونه نیستم
نامجون:آها خوبه
لیسا:همم
کوک:ته
تهیونگ:بله
کوک:من نمی تونم صبر کنم بیا بریم حرف بزنیم تکلیفمون روشن کنیم
تهیونگ:منم پسر بریم
و بلند شدن رفتن بالا
لیسا:اینا چشونه؟
جیمین:آاا هیچی یچی بین خودشونه
لیسا:اوکی
(کوک)
من لیسا رو دوست داشتم امروز فهمیدم که ته هم دوستش داره و باهم بهثون شد که لیسا اومد پایین زود ساکت شدیم یکم بعد دیگه تحملم تموم شد و به ته گفتم بریم باهم حرف بزنیم رفتیم بالا
کوک:میگم بهتره بخاطر یه عشق دوستیمون بهم نزنیم ولی میخوایم چیکارش کنیم
تهیونگ:بیا....باهم بهش اعتراف کنیم
کوک:دوتایی
تهیونگ:اره یا قبول نمیکنه یا یکیمونو انتخاب میکنه و یا .....
کوک:یا چی
تهیونگ:یا شاید بتونیم عاشق خودمون بکنیمش
کوک:دوتایی؟
تهیونگ:اره
ادامه دارد......
لایک و کامنت فراموش نشه 😍😉
Under the Mask(زیر نقاب)
Part:2
جیمین:خب دیگه بریم سراغ تمرین
نامجون:اره دیگه بریم
.....................
خسته افتادم زمین و دراز کشیدم که
تهیونگ:خیلی خسته شدی نه
لیسا:اره
تهیونگ:کم کم عادت میکنی
لیسا:همم
(تهیونگ )
چو لیسا واقعا دختر خوبی به نظر میرسید ازش خوشم اومد بعد تمرین خسته رو زمین دراز کشید که رفتم سمتش
تهیونگ:خیلی خسته شدی نه
لیسا:اره
تهیونگ:کم کم عادت میکنی
لیسا:همم
تهیونگ:میخوای برو اتاقت استراحت کن
لیسا:اوهوم باشه من رفتم
تهیونگ:همم
.................
.................
.................
۵روز دیگه ظبت موزیک ویدیوه تا الان همه چی خوب پیش رفته اما نگاهای تهیونگ و کوک یکم برام عجیبه هروقت نگاشون میکنم میبینم دارن نگام میکنن و خب وللش مهم نیست
ولی این دوتا با بقیه اعضا برام فرق دارن چرا؟ به هر حال
از جام بلند شدم رفتم سرویس بعد انجام کارای لازم رفتم پایین
جین:بیدار شدی بیا سر میز
لیسا:اومدم
رفتم نشستم که فقط نامجون و جین سر میز بودن
لیسا:پس بقیه پسرا کجان
نامجون:اونا یه کاری داشتن صبح رفتن
لیسا:که اینطور باشه
اول صبحی چه کاری دارن اونم همه باهم چیو دارین ازم مخفی میکنید شماها بعد صبحونه رفتیم نشستیم رو کاناپه که یه پیام اومد به گوشیم و بازش کردم
پیام:خانم رئیس یه مشکلی پیش اومده لطفا خیلی سریع خودتونو برسونید
چی شده باز
لیسا:من باید برم یه کاری برام پیش اومده
نامجون:آا باشه مواظب باش
لیسا:باشه
رفتم اتاق و اماده شدم و زدم بیرون
..............
امروز موزیک ویدیو رو ظبت کردیم و یه چند تا آهنگ دیگه هم داریم که باید ظبت بشن و اونا موندن برای فردا رفتیم خونه و استراحت کردیم صبح با صدای پسرا
از پایین بیدار شدم رفتم سرویس و کارای لازم و انجام دادم بعد رفتم پایین که کوک و ته داشتن بهث میکردن تا منو دیدن ساکت شدن
تهیونگ:کوک بعدا دربارش حرف میزنیم الان وقتش نیست
کوک:همم باشه
اینا چشونه وللش توی شرکت یه مشکل پیش اومده اعصابم خورده واقعا کافیه یکی یه حرف اضافی بزنه تا پارش کنم خب اون شرکت از بابام بهم رسیده و من اداره میکنم
فعلا نمیخوام اعضا بفهمن الانم باید به فکر یه راه حل برای این مشکل باشم لعنتی
شوگا:لیسا به چی فکر میکنی
لیسا:آا هیچی *لبخند
شوگا:فکرت درگیره چیزی شده
لیسا:نه چیزی نیست
شوگا:اوکی
رفتم نشستم که
نامجون:راستی لیسا
لیسا:بله
نامجون :ما آخر هفته بعدی خونه نیستیم یه مهمونی خارج از شهر داریم برای یکی از دوستای مشترکمون
لیسا:آها باشه ولی چرا به من میگین
نامجون:آا فقط میگیم که خبر داشته باشه یه ۳ روزی خونه نیستیم
لیسا:مشکلی نیست منم میخواستم برم مامانمو ببینم پس منم خونه نیستم
نامجون:آها خوبه
لیسا:همم
کوک:ته
تهیونگ:بله
کوک:من نمی تونم صبر کنم بیا بریم حرف بزنیم تکلیفمون روشن کنیم
تهیونگ:منم پسر بریم
و بلند شدن رفتن بالا
لیسا:اینا چشونه؟
جیمین:آاا هیچی یچی بین خودشونه
لیسا:اوکی
(کوک)
من لیسا رو دوست داشتم امروز فهمیدم که ته هم دوستش داره و باهم بهثون شد که لیسا اومد پایین زود ساکت شدیم یکم بعد دیگه تحملم تموم شد و به ته گفتم بریم باهم حرف بزنیم رفتیم بالا
کوک:میگم بهتره بخاطر یه عشق دوستیمون بهم نزنیم ولی میخوایم چیکارش کنیم
تهیونگ:بیا....باهم بهش اعتراف کنیم
کوک:دوتایی
تهیونگ:اره یا قبول نمیکنه یا یکیمونو انتخاب میکنه و یا .....
کوک:یا چی
تهیونگ:یا شاید بتونیم عاشق خودمون بکنیمش
کوک:دوتایی؟
تهیونگ:اره
ادامه دارد......
لایک و کامنت فراموش نشه 😍😉
- ۱۷۶
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط