{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ویو تهیونگ با حرف هایی که سو زد کم کردم یعنی یونا م

ادامه ویو تهیونگ با حرف هایی که سو زد کم کردم یعنی یونا منو ول نکرده بود اون دزدیده شده بود رفتم یه سیلی به سوهو زدم و یه گولوله داخل قلبش زدم و به سمت اتاق یونا رقتم درو که باز کردم نابود شدم یونا غرق در خون بود سرش رنگش مثل گج بود بدن بی جونش رو زمین افتاده بود رفتم بغلش کردم و به دکتر زنگ زدم دکتر اومد و یونا رو معاینه کرد و سرش رو پانسمان کرد بهش دستگاه اکسیژن و سرم و دستگاه مخصوص ضربان قلب وصل کرد و گفت که حاش خوبه و فقط سرش یکیمی آسیب جدی دیدی فقط به خودم لعنت میفرستادم (ببین چیکار کردی دختر ی پوفیوز پسرم ناراحت نباش زندگی همیشه گوه بوده ) و دکتر گقت تا چند دقیق دیگه بهوش میاد و رقت
دستای ات رو تو دستم گرفتم و شرو ع به گریه کردم یونای عزیزم منو ببخش دوستت دارم لطفا دوباره برگرد پپیشم ....
یونا ویو
سوزشی رو روی دستام حس کردم چسمامو باز کردم دیدم تو اتاق تهیونگم و تهسونگ داره گریه میکنه یا صدای ضیعفی گقتم تهیو ببخشید ارباب چیشده گفت یهوش اومدی دور سرت بگردم من همه چیزو فهمیدم منو پیبخشی دلم نیومد به اون چسمای معصومش نه بگم گفتم تهیونگ شی من میبحشمت ارباب همیشگی قلبم .
و تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند
دوست داشتین لایک کنید و کامنت بزاین
بای بای ❤❤❤❤❤💜💜💜💜💜😘😘😘
دیدگاه ها (۶)

از این مدل ویدو ها بزارم

بچه ها خیلی هاتون گفته بودید تو که آرنی هستی چرا هیتر فالو ...

پازت آخر گفتند قربان سو هو رو دستگیر کردیم گفتم عایه به سمت ...

پارت ۷ تهیونگ داشت میرف که گفتم وایسا تهینگ امد و یه سلی بهم...

☆پسر بد۲☆☆_bad boy_☆فصل دوم. پارت دوم. نور خورشید اذیتم میکر...

☆پسر بد☆☆_bad boy_☆Part: 20روی تخت نشستم. همش فکرم میرفت پیش...

ارباب منPart15لیا:چشمامو اروم باز کردم ح//س سن//گینیه کسی رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط