{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست خودم نیست ...

دست خودم نیست ...
زن که باشم
گاهی دوست دارم تکیه بدهم ،
پناه ببرم ،
ضعیف باشم
 گهگاه حریصانه بو می کنم
 شاید عطر تلخ و گس مردانه اش
لابه لای انگشتانم باقی مانده باشد
 دست خودم نیست ،
زن که باشم
 گاهی رهایش می کنم
و پشت سرش آب می ریزم
وقناعت می کنم به رویای حضورش
 به این امید که او خوشبخت باشد
 دست خودم نیست ،
زن که باشم ...
 همه دیوانگی های عالم را بلدم ..!!
دیدگاه ها (۱)

🍂 اگر زنی در کار نباشدعشقی هم در کار نیست!شکسپیر و حافظ و رو...

من که کاری به کار کسی نداشتم انتهای خیابان پاییـزنشسته بودمش...

من مدت‌هاست دیگر از چیزی شکایت نمی‌کنم .شاید چون برای شکایت ...

🖤 بادیگاردِ دردسرساز منپارت ۲ — «من به بادیگارد نیاز ندارم!»...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط