دوپارتی از سونگمین پارت
دوپارتی از سونگمین: (پارت ۲)
سونگمین: نه آخه...
مادر سونگمین به سونگمین اجازه نداد حرف بزنه
مادر سونگمین: آخه و اما نداریم همین که گفتم
آبجی سونگمین: الکی تلاشتو نکن ما قبل از تو این کارو کردیم
ات: -خنده
سونگمین: خب دیگه پس کنسله -خنده
همتون قرار بود خونه مادر و پدر سونگمین بمونید و از اونجایی که وقت خواب بود همتون آماده شده بودید برای خواب و همه ی برقا خاموش بود تو و سونگمین هم تو اتاقی که مادرش براتون انتخاب کرده بود و شما رو به روی هم دراز کشیده بودید و سونگمین موهات رو نوازش میکرد و تو هم صورت لطیف و نرم سونگمین رو تو دستات گرفته بودی
سونگمین: امشب بهت خوش گذشتا
ات: اوهوممممم
سونگمین: -خنده
ات: خنده هات بهم آرامش میده
سونگمین: تو هم با بودنت بهم هر دقیقه زندگی میبخشی
ات: -خنده
تو یه بوسه سطحی رو لبای سونگمین کاشتی و از اونجایی که اون از این کار لذت برد کمرت رو گرفت و به خودش چسبوند و یه بوسه لطیف رو آروم آروم به یه بوسه ی عمیق تبدیل کرد تو همون هِین سونگمین دستش رو برد تو لباست و کمر برهنت رو داشت لمس میکرد تو هم یدونه از پاهات رو دور کمر سونگمین گذاشته بودی و داشتین از این کار ته لذت رو میبردین تا اینکه در باز شد و تو سونگمین رو هول دادی و از تخت افتاد
سونگمین: اخخخخ چته باسنم رو از دست دادم...
مادر سونگمین: ای وای ببخشید واقعا، میخواستم بگم همچی خوبه راحتید؟، اگر به چیزی نیاز داشتید بگید آب هم رو جزیره هست
ات: ع..عه نه نه این چه حرفیه همچی هست مرسی ازتون
مادرسونگمین: پس من رفتم
ات: خوب بخوابید
سونگمین نشست رو تخت
سونگمین: دقیقا چرا این کارو کردی؟ -یکم عصبی شده بود و این کیوتش کرده بود
ات: خنده اروم- همه عصبی میشن کراش میشن تو کیوت میشی
سونگمین: جوابمو بده -پوکر
ات: خب چیزه...مامانت اومد مجبور شدم
سونگمین: پوفففف...بخوابیم دیگه
ات: خنده- کونت خوبه؟
سونگمین: بی ادب باسن نه کون
ات: بخواب بینم
و خوابیدید...(پایان♥️)
جاجانگگگگگ
چطور بود؟✨🤍
سونگمین: نه آخه...
مادر سونگمین به سونگمین اجازه نداد حرف بزنه
مادر سونگمین: آخه و اما نداریم همین که گفتم
آبجی سونگمین: الکی تلاشتو نکن ما قبل از تو این کارو کردیم
ات: -خنده
سونگمین: خب دیگه پس کنسله -خنده
همتون قرار بود خونه مادر و پدر سونگمین بمونید و از اونجایی که وقت خواب بود همتون آماده شده بودید برای خواب و همه ی برقا خاموش بود تو و سونگمین هم تو اتاقی که مادرش براتون انتخاب کرده بود و شما رو به روی هم دراز کشیده بودید و سونگمین موهات رو نوازش میکرد و تو هم صورت لطیف و نرم سونگمین رو تو دستات گرفته بودی
سونگمین: امشب بهت خوش گذشتا
ات: اوهوممممم
سونگمین: -خنده
ات: خنده هات بهم آرامش میده
سونگمین: تو هم با بودنت بهم هر دقیقه زندگی میبخشی
ات: -خنده
تو یه بوسه سطحی رو لبای سونگمین کاشتی و از اونجایی که اون از این کار لذت برد کمرت رو گرفت و به خودش چسبوند و یه بوسه لطیف رو آروم آروم به یه بوسه ی عمیق تبدیل کرد تو همون هِین سونگمین دستش رو برد تو لباست و کمر برهنت رو داشت لمس میکرد تو هم یدونه از پاهات رو دور کمر سونگمین گذاشته بودی و داشتین از این کار ته لذت رو میبردین تا اینکه در باز شد و تو سونگمین رو هول دادی و از تخت افتاد
سونگمین: اخخخخ چته باسنم رو از دست دادم...
مادر سونگمین: ای وای ببخشید واقعا، میخواستم بگم همچی خوبه راحتید؟، اگر به چیزی نیاز داشتید بگید آب هم رو جزیره هست
ات: ع..عه نه نه این چه حرفیه همچی هست مرسی ازتون
مادرسونگمین: پس من رفتم
ات: خوب بخوابید
سونگمین نشست رو تخت
سونگمین: دقیقا چرا این کارو کردی؟ -یکم عصبی شده بود و این کیوتش کرده بود
ات: خنده اروم- همه عصبی میشن کراش میشن تو کیوت میشی
سونگمین: جوابمو بده -پوکر
ات: خب چیزه...مامانت اومد مجبور شدم
سونگمین: پوفففف...بخوابیم دیگه
ات: خنده- کونت خوبه؟
سونگمین: بی ادب باسن نه کون
ات: بخواب بینم
و خوابیدید...(پایان♥️)
جاجانگگگگگ
چطور بود؟✨🤍
- ۲۳.۲k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط