تکپارتی از هیوجین وقتی عضو مهمی و دوست پسرته و
تکپارتی از هیوجین: (وقتی عضو مهمی و دوست پسرته و...)
(وقتی عضو مهمی و دوست پسرته و اعضا خبر ندارن و ازت کیس میخواد ولی رد میکنی....)
تو هیوجین تو اتاق تمرین درحال تمرین رقصتون بودید و بقیه اعضا هم قرار بود نیم ساعت دیگه بیان از اونجایی که شما زود بلند شده بودید و کلا کاراتو زود انجام داده بودید زودتر از اعضا اومده بودید برای تمرین چون تو هیوجین قرار بود باهم دیگه رقص های جدیدی که در نظر گرفته بودید رو تمرین کنید و الان نفس زنان نشسته بودید تا بعد کلی دنس یکم خستگی در کنید
ات: بلند شدی- پاشو پاشو ادامش
هیو جین: وای نه....نفس زدن- صبر کن یکم....نفسم بند اومده
ات: خنده- استقامتتو قوی کن پسرررررر
هیوجین: خب توهم حالا یکم بشین...
ات: آخه به اندازه تو -خنده- خسته نیستم
هیوجین: خیله خب حالا بیا
ات: باششششههه
رفتی پیشش نشستی و بطری آب دادی به هیوجین...
ات: بخور یکم خنک شی
هیوجین: مرسی
نمیدونست بگه یا نه....
هیوجین: ات...
ات: هوم... -سرتو به طرفش برگردوندی
هیوجین: میتونم لباتو مزه کنم...
ات: نه نه نه نه
هیو جین: د عههه...کسی نیست که
ات: اصن فکرشو نکن
هیوجین: قبول نمیکنی نه؟؟؟
ات: عمرا...اینجا جاش نیست...
که یهو هیوجین بهت هجوم آورد و انداختت رو زمین و روت افتادو شروع کرد به وحشیانه بوسیدنت و توهم که دگه راهی نداشتی و ناچاری همراهیش کردی ولی بازم های تقلا میکردی ولی هیچ جوابی نمیداد😑
در همین هین شما مشغول بوستون بودید و هیوجینم که ول کن نبود که یهو....
اعضا درو باز کردن و با شما مواجه شدن که صدای در رو نشنیده بودید و داشتید به کارتون ادامه میدادید....
جونگین: یا جد سادات
بنگ چان: خاک بر سرتون کنن.... -تاسف بار
هان: چقدر خوب همو میبوسن....
لینو: دلت خواست -ریز ریز چشمک میزد
هان: پوکر-
چانگبین: یعنی واقعا.... -تعجب
فلیکس و سونگمین: برای اولین بار واقعا پشم ریزون بود....
بنگ چان: اهم -بلند
با صدای چان کاملا به خودتون اومدید و با اعضا مواجه شدید، تو که داشتی آب میشدی هیوجینم بی تفاوت بود
هیوجین: ام...چیزه....
ات: بچه ها.... -خجالت زده و سر پایین
بنگ چان: یعنی خاک تو مخ جفتتون کنم... -تاسف بار
پایان😐🫶😂
(حالم خوبه?)
(وقتی عضو مهمی و دوست پسرته و اعضا خبر ندارن و ازت کیس میخواد ولی رد میکنی....)
تو هیوجین تو اتاق تمرین درحال تمرین رقصتون بودید و بقیه اعضا هم قرار بود نیم ساعت دیگه بیان از اونجایی که شما زود بلند شده بودید و کلا کاراتو زود انجام داده بودید زودتر از اعضا اومده بودید برای تمرین چون تو هیوجین قرار بود باهم دیگه رقص های جدیدی که در نظر گرفته بودید رو تمرین کنید و الان نفس زنان نشسته بودید تا بعد کلی دنس یکم خستگی در کنید
ات: بلند شدی- پاشو پاشو ادامش
هیو جین: وای نه....نفس زدن- صبر کن یکم....نفسم بند اومده
ات: خنده- استقامتتو قوی کن پسرررررر
هیوجین: خب توهم حالا یکم بشین...
ات: آخه به اندازه تو -خنده- خسته نیستم
هیوجین: خیله خب حالا بیا
ات: باششششههه
رفتی پیشش نشستی و بطری آب دادی به هیوجین...
ات: بخور یکم خنک شی
هیوجین: مرسی
نمیدونست بگه یا نه....
هیوجین: ات...
ات: هوم... -سرتو به طرفش برگردوندی
هیوجین: میتونم لباتو مزه کنم...
ات: نه نه نه نه
هیو جین: د عههه...کسی نیست که
ات: اصن فکرشو نکن
هیوجین: قبول نمیکنی نه؟؟؟
ات: عمرا...اینجا جاش نیست...
که یهو هیوجین بهت هجوم آورد و انداختت رو زمین و روت افتادو شروع کرد به وحشیانه بوسیدنت و توهم که دگه راهی نداشتی و ناچاری همراهیش کردی ولی بازم های تقلا میکردی ولی هیچ جوابی نمیداد😑
در همین هین شما مشغول بوستون بودید و هیوجینم که ول کن نبود که یهو....
اعضا درو باز کردن و با شما مواجه شدن که صدای در رو نشنیده بودید و داشتید به کارتون ادامه میدادید....
جونگین: یا جد سادات
بنگ چان: خاک بر سرتون کنن.... -تاسف بار
هان: چقدر خوب همو میبوسن....
لینو: دلت خواست -ریز ریز چشمک میزد
هان: پوکر-
چانگبین: یعنی واقعا.... -تعجب
فلیکس و سونگمین: برای اولین بار واقعا پشم ریزون بود....
بنگ چان: اهم -بلند
با صدای چان کاملا به خودتون اومدید و با اعضا مواجه شدید، تو که داشتی آب میشدی هیوجینم بی تفاوت بود
هیوجین: ام...چیزه....
ات: بچه ها.... -خجالت زده و سر پایین
بنگ چان: یعنی خاک تو مخ جفتتون کنم... -تاسف بار
پایان😐🫶😂
(حالم خوبه?)
- ۱.۸k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط