{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر غرق در غروریم که حواسمان نیست بعضی حرفها چقدر میتوا

آنقدر غرق در غروریم که حواسمان نیست بعضی حرفها چقدر میتوانند خنجر باشند...
چقدر می توانند پتک باشند...
چقدر می توانند آوار باشند...

غافلیم از این که
" همه چیز این دنیا به شکل احمقانه ای گرد است"

زمینی که روی آن قدم بر میداریم
و حتی ساعتها...

آنقدر گرد هستند که هیچ وقت در گوشمان نخوانند :

دیگر فرصت نیست...
دیدگاه ها (۲)

ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ !!ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺭﺍﺱ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻃـــــــﻮﺳﺖﻃــ...

ﺩﺭ ﭘـﯿﺶ ﭼـﺸﻢ ﻫـﻤﻪﺑــﺮﺍﯼ ﻣـﻦﺩﺳــــﺖ ﻧـﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﺑـﻮﺩﯼﺣــ ﺮﻓﯽ ﻧـﯿ...

.افسانه ها را رهــــــــا کندوری و دوستی کدام است؟؟فاصله های...

من ازیک شکست عاشقانه میایم بگذارهمه برای این اعتراف تلخ سرزن...

رمان عشق من واقعیه part 75 من حتا هنوز نفهمیدم کاملا به جونگ...

روی مرز خیانت『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』 بعضی مرزها با یه...

خون آشام من/پارت17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط