{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد دل که می کنی... انگار،

درد دل که می کنی... انگار،
ضعف هایت را، دردهایت را، غم هایت را،
میگذاری توی سینی،
و تعارف می کنی که هرکدام را که می خواهند، بردارند;
تیز کنند...
تیغ کنند...
و بزنند به روحت...
و باز تو می مانی و همان درد دلها بهمراه زخم های تازه...
دیدگاه ها (۳)

خدایا من چه سازم ، خسته راهی درازم نه فرهادم که مرد از داغ ش...

گاه دلتنگ میشوم دلتنگترازهمه دلتنگی ها گوشه ای مینشینم وحسرت...

دختران بی تقصیرند... این روزها آدم نمیبینند تا برایش حوا شون...

گاهی وقتا توی رابطه ها نیازی نیست طرفت بهت بگه : بــــــــــ...

وقتی بعد از چهار ماه جنگیدن ، دوندگی و خون دل خوردن از بی رح...

چطور می‌شود با نبودنت کنار آمد، آقا…؟چطور می‌شود باور کرد دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط