{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار از فشار دستشویی داشتم میترکیدم

یه بار از فشار دستشویی داشتم میترکیدم



تا رسیدم خونه پریدم توی توالت و شروع کردم به باز کردن دکمه های پیرهنم

به دکمه آخر که رسیدم یادم افتاد عه نباید پیرهنمو دربیارم!





هیچی دیگه انقد خندیدم که همون یه ذره مقاومتی هم که داشتم از بین رفت و…
بگذریم
دیدگاه ها (۱۴)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

فیک

رمان تهیونگ

ترکم نکن

زیبای کوچک فریبکار

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط