در دهکده‌ای از خاطره‌ها،

در دهکده‌ای از خاطره‌ها،
باغی پر از گل و بوی عطرها.
آنجا با هم خنده می‌فشردیم،
روزهای شادی را با هم می‌گذراندیم.

خیابان‌ها با قدم‌هایمان می‌پیچید،
با همسایه‌ها صمیمی می‌شدیم دوست.
قصه‌های تابستانی بر سر آتش آغوش می‌گرفتیم،
شعرهای عاشقانه در ته دل می‌نوشتیم.

در دهکده خاطره‌ها کودکیمان زندگی می‌کرد،
هر روز بهترین لحظات را پیدا می‌کرد.
بازی‌های آفتابی بر روی تپه‌ها،
رقصیدن در باران تا دیروقت شب‌ها.

خاطره‌ها در دهکده همچون نسیمی می‌وزد،
با من بی‌خبر از گذشت زمان می‌گریزد.
اما هرگز فراموش نمی‌شوند،
در قلبمان زنده خواهند ماند.

یادآور دهکده خاطره‌هامان هستیم،
همچنان با هم به سویشان می‌نگریم.
زمانی که دست به دست هم می‌چسبیم،
محکم‌تر از هر چیز دیگری احساس می‌کنیم.
دیدگاه ها (۰)

جای کارگر، خر 🫏 آورده😅

نتیجه چی میگه ؟

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ࣪ https:...

حمام تاریخی شیخ بهایی در اصفهان رو همه‌تون شنیدید چقدر عجیب ...

یه کلیپ که هم موزیک خفنی داره هم رقص های زیبا و حرفه ای#کلیپ...

ساحل شیدور، هرمزگان:

ممنون از کسانی که فالو میکنند💫♥️

🔻فوران آتشفشان کیلاویا در هاوایی؛ گدازه‌ها ۹۱ متر

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ࣪ https:...

ادیت جدید خودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط