{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در باغ تنهایی گلها میچرخند

در باغ تنهایی گلها می‌چرخند
با اشک‌های سحر، می‌خوابند و می‌خندند
برگ‌های خسته روی زمین پژمرده شده
و آسمان با نور خورشید فروتن می‌شود

در باغ تنهایی درختان سر به سر می‌نهند
آرزوهای آسمانی را در دل‌هایشان می‌پندارند
زمین لطف خود را به آنان می‌نماید
و آنها با نغمه‌های خوش زمزمه می‌کنند

صداهای خاموشی در باغ تنهایی حاکم است
تنها صدای بادی است که از دور می‌آید
او با برگ‌های رقصان در آغوش می‌گیرد
و هر دم به گوش درختان می‌گوید

در باغ تنهایی رنگ‌ها آرامش می‌یابند
هر برگ به رقصی زمینی می‌پردازد
و در آغوش طبیعت، در جهانی بی‌پایان
می‌خندد

باغ تنهایی، قصه‌ای از آرامش و وحشت است
جایی که انسان بیابانش را پیدا می‌کند
در آغوش طبیعت، با خود در صمیمیت می‌شود
و در باغ تنهایی روح خود را باز می‌یابد.
دیدگاه ها (۰)

در دهکده‌ای از خاطره‌ها،باغی پر از گل و بوی عطرها.آنجا با هم...

بر درختان جنگل، بارش نوری فراز استآفتاب به غیب می‌پیچد و نور...

به ساحلی رسیدم، جایی پر از چشم‌اندازهای زیباپل چوبی راه‌پله‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط