{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می شود بی خیال نوشتن شوی. می شود هر بار که هوس نوشتن می ک

می شود بی خیال نوشتن شوی. می شود هر بار که هوس نوشتن می کنی صندلی ات را برداری و همراه یک استکان چای با طعم دارچین به روی تراس کوچک خانه بنشینی و تا خود صبح زل بزنی به چراغ های روشن خیابان و با خودت خلوت کنی. و یا هر بار پالتوی طوسی رنگت را روی شانه ات بیندازی به نرده های تراس تکیه بدهی و موسیقی مورد علاقه ات را آنقدر تکرار کنی تا یک به یک نت هایش را حفظ شوی. و یا شاید هم این بار به جای نوشتن، هوس کنی طرحی سیاه و سفید بکشی از تصویری مبهم که روز به روز از مردمک چشم هایت بیشتر فاصله می گیرد و پیر چشمی ات را تجدید می کند. اصلا شاید تصمیم گرفته باشی این هفته راس موعد همیشگی، کرکره ی چشم هایت را پایین بکشی و به خودت استراحت بدهی و بعد از خواب قیلوله، سراغ تراس و دنیای ساکت شب بروی. می شود هر بار که پیامی برایت می آید نادیده اش بگیری و بی اعتنا از کنارش رد شوی. انگار نه انگار که تو با این پیام ها نسبتی داری و یا کسی آن سوی این خطوط مخابراتی انتظار گاهی نگاهی از تو دارد. می شود بی خیال بود، سخت نگرفت. حتی می شود ننوشت. می شود فراموش کرد. حتی سکوت کرد و نگاه کرد. فقط زمان لازم است...
دیدگاه ها (۱)

تمام که می شوی می گذارم پای ظرفیت کمت. پای این پا و آن پا کر...

واقعی تر از تو رویایی ندیده بودم. رویایی که تمام عکس های تکی...

اتفاق های خوب بی رحم اند. درست وقتی که انتظارش را نداری، ظاه...

همیشه به این فکر می کنم که چه کسی باور می کند وقتی انتهای ذه...

حال زمان آن است که با حس بیمارگونه ات رو به رو شوی، اری تو ب...

PT/۳ ات اه افسوس: هی.. با...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ ات ناراحت  : منظورت اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط