{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی ادم چقدر دلش

گاهی ادم چقدر دلش
براے یڪ خیال تنگ
میشــود .
گاهی دلت می خواهد
پر بکشی به خیالی ڪه
روزی خیالش را داشتی ..
گاهی سکوت چشمهات، هزار فریاد در دلم می‌کارد…
چشم‌هام التماس می‌کنند، فقط یک بار دیگر نگاهت کنند،
یک بار دیگر، آن روشنای آرامِ چشم‌هایت را ببوسند…
اما انگار رفت به قیامت…
انگار فاصله، حکمِ ابد گرفت بین من و تو.
با این‌همه، من قسم خورده‌ام
فکرِ تو را به هیچ‌کسی نسپارم،
هیچ‌کس نباید بداند چطور صدای نفس‌هایت
تا همیشه در گوش دلم مانده…
سکوتت را دوست دارم، هرچند مرا می‌کشد،
چرا که در آن سکوت، تمام من جا مانده‌ام.
می‌دونی؟ هنوزم وقتی چشم‌هامو می‌بندم،
انگار تو روبه‌روم ایستادی،
با همون نگاهی که یه “بمون” توش پنهون بود،
ولی لب‌هات ،رفتارت گفتن “برو”…
و من رفتم،
اما دل…
دل هنوز همون‌جاست،
جا مونده لای برق چشمات
توی همون خیابان
همون کافه...
نمیدانم
شاید گاهی بهترین پایان
خداحافظ باشد🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🖤
دیدگاه ها (۰)

بزرگترین گناهِ ما در برابرِ کسانی که دوستشان داریم، “عادت کر...

غم، نه نشانه‌ی ضعف، که بهایِ گزافِ عمیق بودن است. هر اندوهی ...

ما اغلب عاشقِ «تصویری» می‌شویم که از دور ساخته‌ایم؛ شاهکارها...

گاهی سکوت چشمهات، هزار فریاد در دلم می‌کارد…چشم‌هام التماس م...

دفترچه خاطرات ورونیکا_۱۴ژانویهایا بگویم دوستت دارمکاش جرئت گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط