تو را مثل باران های نیامده ی بهاری

تو را مثل باران های نیامده ی بهاری
صبح ها دوستت_دارم
وقتی نامت روی لبانم جاری میشود و دنیایم را عشق باران می کند
وقتی عطر دلنواز دستانت در کوچه های خورشید در لا به لای انگشتان ظریف زنانه ام غوغا می کند وقتی بر ساحل اقیانوس قلبم تو همان موج کوچک بیقراری وقتی هوا پاییز باشد و من باشم و تو باشی و هوا جان بدهد برای دوست_داشنت جانانم
نفس_جانم آفتاب که بالا آمد باید برایت عشق دم کنم باید چشم و دلم به دیدن صورت ماهت مست شوند باید کنارم بنشینی تا منبی دغدغه عاشقت باشم باید دست و دلم بکار برود تا از صدای خنده هایت آهنگ زندگی را بنوازم اگر هر روز صبح نقطه ی آغاز این عشق تو باشی
ای سایه_ی_آرامشم
دوستت_دارم
دیدگاه ها (۶)

قسم به حضرت چشمت گناه خواهم ڪردحریم قلب تو را قبله گاه خ...

تصدقت بشم دستهای من جز به دستهای تو به دست های هیچکی عادت نم...

خوشبختی یعنی:من تو نفس کشیدنمن تو بیرون رفتنمن تو خندیدنمن ت...

پاییزوفادار ترین فصل خداستحافظه ی خیس خیابان های شهر راهمیشه...

باز حرفای نزده رو قلبم سنگینی میکنه.....😔💔آدما رو خسته نکنید...

خدا نمیتوانست همه جا باشد پس مادر را آفرید.روز مادر

شب، بوی گیسوانت را دارد.بادی که از سمت پنجره می‌وزد، ردّ لبخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط