★Don't be sad my boyyy.....
★Don't be sad my boyyy.....
+هی هیونجینییی قهر نکنننن
پسر در حالی که به اون طرف تخت خودش رو میچرخوند چشمی برای دختر چرخوند و دختر هوفی از سر کلافگی و لجبازی دوست پسرش کشید .
دختر مجبور شد برای صدمین بار توی اون نیم ساعت جاشو روی تخت عوض بکنه و دوباره روبه دوست پسر جذابش بشینه .
+واقعا میخوای باهام قهر باشیییی
دختر که میدونست چیکار کنه تا اون پسر لوس به خودش بیاد و دوباره به تنظیمات کارخونه برگرده خم شد و بوسهای رو شروع کرد و بعد از چند ثانیه متوجه همکاریه پسر جلوش شد .
بعد از چند دقیقه از هم فاصله گرفتن و دختر با پوزخند پسر رو به تخت خوابوند و روی شکم تخت پسر نشست . در حالی که تیشرتش رو با بالا حرکت میداد لب زد
+اومممم ، شاید امشب باید جاهامون عوض بشه....
+هی هیونجینییی قهر نکنننن
پسر در حالی که به اون طرف تخت خودش رو میچرخوند چشمی برای دختر چرخوند و دختر هوفی از سر کلافگی و لجبازی دوست پسرش کشید .
دختر مجبور شد برای صدمین بار توی اون نیم ساعت جاشو روی تخت عوض بکنه و دوباره روبه دوست پسر جذابش بشینه .
+واقعا میخوای باهام قهر باشیییی
دختر که میدونست چیکار کنه تا اون پسر لوس به خودش بیاد و دوباره به تنظیمات کارخونه برگرده خم شد و بوسهای رو شروع کرد و بعد از چند ثانیه متوجه همکاریه پسر جلوش شد .
بعد از چند دقیقه از هم فاصله گرفتن و دختر با پوزخند پسر رو به تخت خوابوند و روی شکم تخت پسر نشست . در حالی که تیشرتش رو با بالا حرکت میداد لب زد
+اومممم ، شاید امشب باید جاهامون عوض بشه....
- ۷۸۳
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط