{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

A love that begins with jealousy ✨

A love that begins with jealousy ✨
part8:

ویو ا-ت:
رفتم کمپانی خیلی شلوغ بود کلی ارمی جلوی در کمپانی بودن رفتم تو و اونجا که رفتم شک که هیچی انگار یه سطل اب یخ ریختن روم اون لیدر نام... م.. ج. و. ن بود اره درسته نامجون پشمام ریخته بود خخخخ دارم خواب میبینم.... نه خواب نیستم اون نامجونه نکنه...... نه نه منو چرا باید عضو گروه بی تی اس کنن تو خوابم ببینم(ا-ت جان میبینی که شده😔)
در زدم رفتم داخل.
سلام کردم و به نامجون هم سلام کردم.. نشستم
ویو نامجون:
داخل اتاق اقای کیم بودیم که دیدم یه دختر خوشگل و قیافه شکه شده و دارک اومد داخل سلام کرد و نشست معلوم بود استرس داشت چون منو دیده بود(😂)
اقای کیم: خب ا-ت.....
ویو نامجون: ا-ت پس اسمش اینه.
اقای کیم: خب ا-ت دیروز که قرار داد رو امضا کردی گفتیم که در سطح خودت میخوایم گروه انتخاب کنیم خب تو قرار عضو گروه بی تی اس بشی.
ویو ا-ت:
چی من م. ن قراره نه خوابه اه ا-ت چی میگی این واقعیه یعنی من قرار با اعضا تو یه گروه باشم
ا-ت: خ.. خب م... م.. ن (استرس گرفته)
نامجون: خانم ا-ت اروم باشد حالتون خوبه؟
ا-ت: ببله من واقعا نمیدونم چی بگم یعنی من قراره عضو گروه بی تی اس بشم؟
اقای کیم: بله..
ا-ت: واقعا نمیدونم چی بگم......

بعد از کارای کمپانی نامجون رفت و منم داشتم میرفتم که آقای کیم گفت:
آقای کیم: ا-ت فقط یه قانونی رو باید رعایت کنی و انجامش بدی وگرنه...
ات: چی هست اقای کیم؟ : چی هست اقای کیم؟
اقای کیم: خب" نباید عاشق هم گروهیت بشی"
ا-ت: بله اقای کیم حتما
ویو ا ت:
از کمپانی اومدم بیرون هنوز باورم نمیشه نامجون رو دیدم خیلی ذوق دارم یعنی من قرار با اعضا زندگی کنم💃🏻💃🏻💃🏻💃🏻
یهو یاد حرف اقای کیم افتادم که گفت "نباید عاشق هم گروهیت بشی "
و جیهوپ اومد تو ذهنم 👁
ولییی نه نه من نباید عاشق بسم اون فقط هم گروهیمه و رسیدم خونه..

پارت بعد....
لایک کنید دیگه ناراحت میشم😔
دیدگاه ها (۰)

A love that begins with jealousy ✨part7:ویو ا-ت: بعد از کمپا...

A love that begins with jealousy ✨part6:ا-ت: عضو یه گروه.......

love that begins with jealousy ✨part5:اون نوتیف: سلام خدمت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط