A love that begins with jealousy ✨
A love that begins with jealousy ✨
part9:
رسیدم خونه...
باید وسایلم رو جمع کنم چون بیشتر تو خونه اونا زندگی میکنم(همه اعضا یه خونه جدا دارن ولی یه خونه شریکی دارن که بیشتر اونجان)
وسایلم رو جمع کردم یه دوش 10مینی گرفتم بعدش خوابیدم.
ویو صبح:
کارای لازم رو انجام دادم صبحونه خوردم از خونه زدم بیرون بعد اقای کیم شماره نامجون رو برام فرستاده بود و ادرس خونه اعضا.
ا-ت: واقعا الان دارم میرم خونه اعضا واییی استرس دارم ذوق دارم نمیدونم چمه😥
رسیدم وای اینجا چه خوشگله جلوی در بودم داشتم خودمو اماده میکردم که زنگ درو بزنم که پیک موتوری اومد مثله اینکه اعضا غذا سفارش دادم غذا رو از پیک گرفتم، پیکی رفت غذا دست من بود زنگ درو زدم(بچه ها نامجون درباره ا-ت به تمام اعضا گفته)
دینگ.... دینگکک
جونگ کوک: عهه غذا اومد من برم بگیرم
ا-ت: وای درو باز کردن جونگ کوکیییی(زیر لب)
کوک: عه از کی تا حالا پیک موتوری دختر شده🤨، مرسی(غذا رو گرفت درو بست) از کی تا حالا پیک موتوری دختر شده🤨، مرسی(غذا رو گرفت درو بست)
ا-ت: چیییی بست درو مثلا من عضو جدیدشونم واسا الان زنگ میزنم به نامجون😤😤
ویو اعضا:
کوک: بچه ها بیاید غذاااا
جیمین: وای کوکی مرسی😊
جیهوپ: اخجوننن برگرررر(با ذوق)
نامجون: دیرینگ...... درینگ(گوشیش زنگ میخوره)
نامجون: بله..... بفرمایید
ا-ت: سلام آقای کیم من جلوی درم
نامجون: عهه ا-ت الان میام(خودمونی شد😂)
نامجون درو برای ا-ت باز کرد
ویو ا-ت:
استرس داشتم نامجون منو داشت میبرد داخل که اعضا رو دیدم دور میز جمع شده بودن غذا میخوردن
کوک: عه دختر پیکیه
ا-ت: من پیک نیستم غذا رو از پیک گرفتم که بیام داخل
نامجون: باشه بچه ها دعوا نکنید، خب بچه ها این همون دختریه که گفتم عضو جدیدمونه😊
ویو جیهوپ:
نامجون رفت درو باز کنه نمیدونم کی بود که یهو دیدم با یه دختر خوشگل و قیافه دارک اومد داخل محوش شدم که نامجون گفت عضو جدیدمونه واقعا.......
جیمین: وای خانم لی خیلییی خوشگلی
ا-ت: 😅😅این طوری صدام نکنید ا-ت راحتم
تهیونگ: وای بچه ها فکر کنم ارمیا اینو ببینن باور نمیکنن انسانه
شوگا: ته چی میگییی
تهیونگ: اخه شبیه فرشتس🙂
ویو ا-ت:
داشتم از خجالت اب میشدم که نامجون گفت بشین با هم غذا بخوریم.
ا-ت: نه مرسیی من خوردم، فقط میشه اتاقمو نشون بدید...
جین: فعلا اتاقت اماده نیست باید تو اتاق یکی از ماها بخوابی...
با حرف جین شکه شدم باید با یکیشون بخوابم😳
که جیهوپ گفت:
جیهوپ: اتاق من بزرگ تره میتونی تا اتاقت اماده بشه تو اتاق من بخوابی...
ویو جیهوپ:
چی گفتم من هااا اون دختره نیومده من دارم خیلی بهش نزدیک میشم اصلا ممکنه کمپانی بهم گیر بده..
ا-ت: خب نمیخوام مزاحم...(حرفش قطع شد)
نامجون: مزاحمت چیه تو دیگه باید با ما راحت باشی...
ویو جیهوپ:
ولی فکر کنم........
پارت بعدییییی منتظر باشید 🤍✨
part9:
رسیدم خونه...
باید وسایلم رو جمع کنم چون بیشتر تو خونه اونا زندگی میکنم(همه اعضا یه خونه جدا دارن ولی یه خونه شریکی دارن که بیشتر اونجان)
وسایلم رو جمع کردم یه دوش 10مینی گرفتم بعدش خوابیدم.
ویو صبح:
کارای لازم رو انجام دادم صبحونه خوردم از خونه زدم بیرون بعد اقای کیم شماره نامجون رو برام فرستاده بود و ادرس خونه اعضا.
ا-ت: واقعا الان دارم میرم خونه اعضا واییی استرس دارم ذوق دارم نمیدونم چمه😥
رسیدم وای اینجا چه خوشگله جلوی در بودم داشتم خودمو اماده میکردم که زنگ درو بزنم که پیک موتوری اومد مثله اینکه اعضا غذا سفارش دادم غذا رو از پیک گرفتم، پیکی رفت غذا دست من بود زنگ درو زدم(بچه ها نامجون درباره ا-ت به تمام اعضا گفته)
دینگ.... دینگکک
جونگ کوک: عهه غذا اومد من برم بگیرم
ا-ت: وای درو باز کردن جونگ کوکیییی(زیر لب)
کوک: عه از کی تا حالا پیک موتوری دختر شده🤨، مرسی(غذا رو گرفت درو بست) از کی تا حالا پیک موتوری دختر شده🤨، مرسی(غذا رو گرفت درو بست)
ا-ت: چیییی بست درو مثلا من عضو جدیدشونم واسا الان زنگ میزنم به نامجون😤😤
ویو اعضا:
کوک: بچه ها بیاید غذاااا
جیمین: وای کوکی مرسی😊
جیهوپ: اخجوننن برگرررر(با ذوق)
نامجون: دیرینگ...... درینگ(گوشیش زنگ میخوره)
نامجون: بله..... بفرمایید
ا-ت: سلام آقای کیم من جلوی درم
نامجون: عهه ا-ت الان میام(خودمونی شد😂)
نامجون درو برای ا-ت باز کرد
ویو ا-ت:
استرس داشتم نامجون منو داشت میبرد داخل که اعضا رو دیدم دور میز جمع شده بودن غذا میخوردن
کوک: عه دختر پیکیه
ا-ت: من پیک نیستم غذا رو از پیک گرفتم که بیام داخل
نامجون: باشه بچه ها دعوا نکنید، خب بچه ها این همون دختریه که گفتم عضو جدیدمونه😊
ویو جیهوپ:
نامجون رفت درو باز کنه نمیدونم کی بود که یهو دیدم با یه دختر خوشگل و قیافه دارک اومد داخل محوش شدم که نامجون گفت عضو جدیدمونه واقعا.......
جیمین: وای خانم لی خیلییی خوشگلی
ا-ت: 😅😅این طوری صدام نکنید ا-ت راحتم
تهیونگ: وای بچه ها فکر کنم ارمیا اینو ببینن باور نمیکنن انسانه
شوگا: ته چی میگییی
تهیونگ: اخه شبیه فرشتس🙂
ویو ا-ت:
داشتم از خجالت اب میشدم که نامجون گفت بشین با هم غذا بخوریم.
ا-ت: نه مرسیی من خوردم، فقط میشه اتاقمو نشون بدید...
جین: فعلا اتاقت اماده نیست باید تو اتاق یکی از ماها بخوابی...
با حرف جین شکه شدم باید با یکیشون بخوابم😳
که جیهوپ گفت:
جیهوپ: اتاق من بزرگ تره میتونی تا اتاقت اماده بشه تو اتاق من بخوابی...
ویو جیهوپ:
چی گفتم من هااا اون دختره نیومده من دارم خیلی بهش نزدیک میشم اصلا ممکنه کمپانی بهم گیر بده..
ا-ت: خب نمیخوام مزاحم...(حرفش قطع شد)
نامجون: مزاحمت چیه تو دیگه باید با ما راحت باشی...
ویو جیهوپ:
ولی فکر کنم........
پارت بعدییییی منتظر باشید 🤍✨
- ۴۲۱
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط