{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

A love that begins with jealousy ✨

A love that begins with jealousy ✨
part10:

ویو جیهوپ:
ولی فکر کنم قراره بره من بشی ا-ت...... هییی جیهوپ چته به چی فکر میکنی اون الان جای خواهرته
نامجون: هی... هییی. جیهوپ....
جیهوپ: ها... بله
نامجون: به چی فکر میکنی، پاشو ا-ت رو ببر اتاقت..
جیهوپ: ام... باشه (استرس)
ا-ت: جیهوپ از نزدیک خیلی جذابه الانم من دارم میرم تو اتاقش واییییییب(تو ذهنش)
جیهوپ: ام.. ا-ت چمدونتو بده من
ا-ت: م. م. مرسی(لکنت)
کوک: ا-ت چرا لکنت گرفتی
ا-ت: اخه راستش من قبل اینکه ایدل بشم ارمی بودم و الان شما دی... د.. م تو..... استرس افتادم
کوک: ارمی واییی بایستت کیه؟(با ذوق)
جیهوپ: اخه کوکی الان وقت این سوالاست ا-ت بیا بریم
ویو ا-ت:
داشتیم با جیهوپ از پله ها بالا میرفتیم که اتاق دنس رو دیدم درش باز بود به جیهوپ گفتم
ا-ت: هوپی میشه بعد کارات با هم دنس تمرین کنیم(با لحن کیوت)
جیهوپ: فکر میکردم اخلاقت مثل قیافت دارک باشه ولی خیلی کیوتی(زیر لب)
ا-ت: چیزی گفتی؟
جیهوپ: هاا... نه ام چیزه باشه😊
رفتم تو اتاق جیهوپ، جیهوپ خودش رفت من بودم و اتاق کراشم نه چیزه اه ا-ت مگه قرار نبود هیونگ باشهه
رفتم روی تختش دراز کشیدم که خوابم برد


یک ساعت بعد....


ویو جیهوپ: رفتم تو اتاق که دیدم ا-ت مثل کوچولو ها خوابیده
نخواستم بیدارش کنم که یهو تکون خرد من یه اهم کردم که.......
پارت بعدیییی

حمایت پلیزز🤍✨
دیدگاه ها (۰)

A love that begins with jealousy ✨part11:ویو ا-ت: خواب بودم ...

A love that begins with jealousy ✨part12:ا-ت: خب راستش بایست...

A love that begins with jealousy ✨part9:رسیدم خونه... باید و...

A love that begins with jealousy ✨part8:ویو ا-ت: رفتم کمپانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط