{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سحر بلبل حکایت با صبا کرد *** که عشق روی گل با ما چها کرد

سحر بلبل حکایت با صبا کرد *** که عشق روی گل با ما چها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل افتاد *** و زان گلشن به خارم مبتلا کرد
غلام همّت آن نازنینم *** که کار خیر، بی روی و ریا کرد
من از بیگانگان دیگر ننالم *** که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
گر از سلطان طمع کردم خطا بود *** ور از دلبر وفا جستم جفا کرد
خوشش باد آن نسیم صبحگاهی *** که درد شب نشینان را دوا کرد
نقاب گل کشید و زلف سنبل *** گره بند قبای غنچه وا کرد
به هر سو بلبل عاشق در افغان *** تنعّم از میان، باد صبا کرد
بشارت بر به کوی می فروشان *** که حافظ توبه از زهد ریا کرد
وفا از خواجگان شهر با من *** کمال دولت و دین بوالوفا کرد
عکسهایی از طبیعت طرقبه دیروز
دیدگاه ها (۱)

گاهی خدابا دست تو دست دیگر بندگانش را میگیرد با زبان تو گره ...

🌹 عارفان علم عاشق می شوندبهترین مردم معلم می شوندعشق با دانش...

🕊 🌹 فقیـــــر آمدم و دلشکستــــه پرسیــدم:▫ ️مگر که شـاه خر...

🕊 ✨ هرجا دلی شکســــت، به اینـــجا بیاورید▫ ️ اینجا بهشت، ش...

خوشش باد آن نسیم صبحگاهیکه درد شب نشینان را دوا کردنقاب گل ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط