Bear town
Bear town
part 2
ا/ت
با تس رفتیم جایگاه تماشاچیان دیدیم تیمو رینوس با هوادارهاش اینجاست و این یعنی طبق معمول دعوا! با هواداران هد
ا/ت: رینوس! چطوری؟.. منتظری هوادار های هد پیداشون بشع؟! *خنده*
تیمو: ملکه اوویچ؟! از این طرفا..معمولا تو پیست میبینمت؟!.. اومدی مسابقه شوهر آینده ات شماره ۱۶ رو ببینی ؟ *چشمک*
ا/ت: اره
تیمو: از آدری و کاتیا و گابی چخبر؟! *خواهر های بنی*
ا/ت: آدری با سگ هاش مشغولع..کاتیا هم مراقب مامانشونه و گابی هم تازگیا دوست پسر پیدا کرده
تیمو: ععع..اون پسر خوش شانس کیه که گیر اوویچ ها افتاده
ا/ت: بنی همش میپرسع ولی هیچی نمیگه *آنا و مایا با عجله رسیدن*
مایا: دیر نکردیم که؟!
ا/ت: همین الان داره شروع میشه
آنا: میدونیم..پیش پسرا بودیم
مایا: من میرم یک سر به بابام بزنم *مدیر عامل باشگاهه*
ا/ت: خیلی خبب
آنا:*نشستن کنار ا/ت* با بنی راجب عروسی حرف زدین؟..استرس نداری؟
ا/ت: نه چطور؟!
آنا: آمات میگه همش استرس عروسی رو داره و تمرکز ندارع
ا/ت:عع؟! *خنده*..یکم..یک هفته مونده
آنا: برنامه ریز عروسی کیه؟!
ا/ت: چشم چرخوندن* تو و مایا
آنا: نه دیگه فقط من!
ا/ت: خنده* مایا تیکه تیکه ات میکنه
آنا: جرعتشو نداره اون میتونه ساقدوشت بشه..پسرا همین الان داشتن دعوا میکردن که کی ساقدوش بنیامین بشه
ا/ت: خنده*.. اوه اوه اومدن تو پیست
part 2
ا/ت
با تس رفتیم جایگاه تماشاچیان دیدیم تیمو رینوس با هوادارهاش اینجاست و این یعنی طبق معمول دعوا! با هواداران هد
ا/ت: رینوس! چطوری؟.. منتظری هوادار های هد پیداشون بشع؟! *خنده*
تیمو: ملکه اوویچ؟! از این طرفا..معمولا تو پیست میبینمت؟!.. اومدی مسابقه شوهر آینده ات شماره ۱۶ رو ببینی ؟ *چشمک*
ا/ت: اره
تیمو: از آدری و کاتیا و گابی چخبر؟! *خواهر های بنی*
ا/ت: آدری با سگ هاش مشغولع..کاتیا هم مراقب مامانشونه و گابی هم تازگیا دوست پسر پیدا کرده
تیمو: ععع..اون پسر خوش شانس کیه که گیر اوویچ ها افتاده
ا/ت: بنی همش میپرسع ولی هیچی نمیگه *آنا و مایا با عجله رسیدن*
مایا: دیر نکردیم که؟!
ا/ت: همین الان داره شروع میشه
آنا: میدونیم..پیش پسرا بودیم
مایا: من میرم یک سر به بابام بزنم *مدیر عامل باشگاهه*
ا/ت: خیلی خبب
آنا:*نشستن کنار ا/ت* با بنی راجب عروسی حرف زدین؟..استرس نداری؟
ا/ت: نه چطور؟!
آنا: آمات میگه همش استرس عروسی رو داره و تمرکز ندارع
ا/ت:عع؟! *خنده*..یکم..یک هفته مونده
آنا: برنامه ریز عروسی کیه؟!
ا/ت: چشم چرخوندن* تو و مایا
آنا: نه دیگه فقط من!
ا/ت: خنده* مایا تیکه تیکه ات میکنه
آنا: جرعتشو نداره اون میتونه ساقدوشت بشه..پسرا همین الان داشتن دعوا میکردن که کی ساقدوش بنیامین بشه
ا/ت: خنده*.. اوه اوه اومدن تو پیست
- ۱۰.۵k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط