{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bear town

Bear town
part 4
ا/ت: *تو پارکینگ منتظر پسرا بودیم که دیدم بنی با آلیشا که تو بغلش خودشو جمع کرده و به گردنش چسبونده*آلیشا؟!
بنی: تو جمع پیداش کردم..بگیرش من برم بقیه کمک کنم
ا/ت: بنی!.. تو هیچ جا نمیری!.. ازت خواهش میکنم!
بنی:یکی باید به اون حرومزاده ها یک درس بده!
ا/ت: تیمو میده..تیمو..تیمو میده فقط نرو
بنی: متاسفم
ا/ت: ولیی تو قول دادیی *بدون اینکه چیزی بگه برگرشت سمت در* بنییی
بنی: برمیگردم! *با بچه ها برگشتیم داخل*
***
ا/ت: همه تو پارکینگ منتظر بودیم
تقریبا همه رفته بودند و فقط اعضای تیمو و پسرا مونده بودند
بابای مایا *پیتر* و سرایدار و سون اومدن*
مایا: باباا
پیتر:همه چی به خوبی و خوشی تموم شد *بی حوصله*
ا/ت: بنی..بنیامین کو؟!
سون: با زاکل ان *مربی*
آنا: تیم هد کجا رفتن؟!
سرایدار: با بقیه رفتن دیگهه
ا/ت: آها
سون: نترس الان میان
*زاکل اومد*
زاکل: فردا سر تمرین نیاد میام بالا سر تخت تک تک تون و تیکه تیکه تون میکنمم
بنیامین: زنامون چی؟ *لحن شوخی*
زاکل: اونش به من ربطی ندارع که
بوبو: *ور رفتن با خراش پیشونی* ساعت هفت شبه دیگه!
تس: بوبو؟! چیشد؟
بوبو: خوبم خوبم خوردم به نرده پیست
بنی: دروغ میگه تیمو اشتباهی زد تو سرش
تیمو: واقعا عذر میخوام
تس: آروم زدم به دست بوبو که به زخمش دست نزنه* دست نزن الان میریم خونه تمیزش میکنم
بوبو: *سر تکون دادن* فقط بنیامین هیچیش نشد..عین گاو میرفت جلو و عین خر میزدشون
بنی: ا/ت هیچی نمیگفت و خونسرد بهم زل زده بود و همه هم متوجه بودن ولی چیزی نمیگفتن چون میدونستن وقتی که ما بریم خونه فردا سر تمرین منو سیاه و کبود میبینن*
دیدگاه ها (۰)

Bear town part 5ا/تآلیشا تو بغلم خوابش برده بود انا گفتش که ...

گایز ببینید من دیگه تصمیم گرفتم غیر از اعضا از همچی رمان بنو...

Bear townpart 3ا/تاول تیم ما وارد زمین شدن و چند دور دور پیس...

Bear townpart 2ا/تبا تس رفتیم جایگاه تماشاچیان دیدیم تیمو ری...

میخوام یک فیک بزارم راجب هاکیهشخصیت های اصلی: بنیامین اوویچ ...

bear town part 12ا/ت: بنی؟بنی: بله؟ا/ت: خوبی؟.. رنگت پریدعمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط