{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

bear town

bear town
part 12
ا/ت: بنی؟
بنی: بله؟
ا/ت: خوبی؟.. رنگت پریدع
میگم..دوست نداری بچه دار شیم؟
بنی: آره یعنی نه نه اصلا..من فقط شکه شدم..اگع بچع ای وجود داشته باشه
بوبو: داداش سیگار میخوای؟
ا/ت: خیررر..اگه بچه دار باشم براش ضرر داره
بوبو: الکل؟!
بنی: بریز بریز
ا/ت: هعیی دلم چیپس خواست
تس: بزار یک ثانیه بگذره از اینکه فهمیدیم بعد ویار کن *خنده*
بنی: بابا عادت کردم..ا/ت همیشه اینجوریه..نصفه شب از پا خواب میشع میگه غذا یا دسر یا تنقلات میخوام
بوبو: پس با این حساب کارت زارع *قهقه*
تس: فکر کنم تو ون یک چیپسی باشع بزار برات بیارمش
ا/ت: مرسیی (چیپس رو داد بهم)

**
آنا: بیا اینو بکن تو‌ کونتت *بسته رو‌ براش پرت کردم*
ا/ت: چییی
مایا: اسکل اون اونطوری نیست
آنا: من چه بدونمممم فکر کردم میکنن تو‌ کون
ا/ت: بدش ببینم
تس: برو تو ون
ا/ت : برو*
بنی: *از شدت استرس دستام عرق کردع بود و بی قرار شدم*
بوبو؛ استرس چی رو داری پسر..
بنی: اگه حامله باشه..من چه غلطی بکنم..نمیدونم چیکار کنم
آمات: پدر خوبی میشی
الکس: و معلم خوبی برای بچت
ا/ت: *اومدن بیرون* آنااا این چیه گرفتی مثبت و‌منفی نشون میده باید از اون خطی ها میگرفتی
انا:همینی که هست..حالا چی رو نشون میده
ا/ت : نمیدونم که..
بنی: یعنی چی که نمیدونم
ا/ت: اها یک علات اومد..منفیع..یعتی حامله نیستم؟
*مایا و آنا جیغ کشیدن و همو بغل کردن*
تس: اسکل منفی یعنی حامله اییی
آنا: خالههه شدممم
مایا: منمم میخوام خالهه شمم
تس: منم عمههه میشمممم
بوبو: منممم میخوام عموو شم
الکس: به من دایی میاد
امات: منم دایی امم
بنی: خنده*..*پیشونی ا/ت رو بوسیدم* مرسی عزیزم
ا/ت: بغلش کردم
بوبو: وقت پارتیهه!

مایا:
دیدگاه ها (۰)

bear town part 13ا/تبچها الکل میخوردنآنا آهنگ میزاشت و همه م...

هر چقدر حمایت هاتون کم بشه منم فعالیت هام کم میشعپس ادم باشی...

Bear town part 11*کنار دریاچه*ا/تپیارسال ما همگی به طور اتفا...

Bear town part 11ا/ترفتیم خونه و با همون لباسا خودمونو پرت ک...

میخوام یک فیک بزارم راجب هاکیهشخصیت های اصلی: بنیامین اوویچ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط