{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فکر کن توراه خاستگاری

فکر کن توراه خاستگاری
هستی به مامانت میگی مامان
به نظرت قبول میکنه باباش؟
مامانت میگه دلشونم بخاد پسر من آقاست!
مامانت میگه بزرگترها حرف زدن خودتو قاطی نمیکنی! بلاخره عشقت چایی میاره
یواشکی بهم میخندید
بعد چند دقیقه مامانت به پدر عروس میگه
اجازهبدید این دوتا باهم برن تو اتاق حرف هاشونو بزنن
اونا که نمیدونن شما قبلا حرف هاتونو زدید
منتظرید که برید اتاق
میرید اتاق
هیچی دیگه یدفه عشقتوبغل میکنی بوسش میکنی میگی دیوونه ما که قبلاحرف هامونو زدیم
دیدی زیر قولم نزدم
دیدی گفتم مردو قولش
دیدی مامانوبابام و راضی کردم
دیدی شدی عروس مامانم
الان شدی خانم خانوم خود خوووودم
سلامتی اونروز واسه همتون

♡☆⇝Morteza⇜☆♡
دیدگاه ها (۱۲)

عــــــــــاشــــــــــق اون روزی ام که...بهم زنگ بزنی وصل ک...

- مامانے+ جونَمـ دُخمَلَمـ- دیگه‍ بابالو دوس ندالَمـ+ چِلااا...

: عـه اینقد وول نخـورباید تو بغلش جا شـم) : وای تولـه چی میـ...

پسر : سلام عزیزم، چطوری؟دختر : سلام گلم، خیلی بد (با صدای پر...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

سیلام سیلام حقیقتا اونقدر پارت قبلی رو دوست داشتم من که نویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط