فعلا که کسی نیست...
فعلا که کسی نیست...
موضوع:وقتی عضو نهمی و فکر میکنی خوابن و سرشون رو میبوسی ولی اونا بیدار بودن.
*هیونگ لاین*
چان:
چان هم اتاقیت با خستگی تمام از روز خودش رو روی تخت پرت میکنه و به آرومی چشماش رو میبنده وقتی لباس خوابت رو تنت میکنی وارد اتاق میشی و با دیدن چان که اونقدر خسته به نظر میاد لبخند آرومی میزنی و میری روی تخت و کنارش میشینی سرت رو خم میکنی و بوسه ریزی روی گونهش میزنی چان وقتی برخورد لب هات رو با صورتش حس میکنه گونههاش سرخ میشن ولی به روی خودش نمیاره تا معذب نشی
لینو:
روی کاناپه نشسته بود و داشت با تو سریال تماشا میکرد وسطاش نگاهی بهش انداختی و دیدی چشماش بستهاس اولش فک کردی خوابه برای همین بوسه ریزی رو پیشونیش زدی و درست زمانی که از جات بلند شدی دستت از سمتش کشیده شد و یهو تعادلت رو از دست دادی و روی پاهاش افتادی و با لبخند دستش رو دور کمرت حلقه کرد و آروم در گوشت گفت
_میدونم که منو بوسیدی کوچولو😼
وقتی اون حرف رو میشنوی سرخ میشی که با لبخند پیشونیتو میبوسه و میگه
_نیازی نیست انقد خجالت بکشی
چانگبین:
توی باشگاه بودید چان کمی نشست تا استراحت کنه وقتی به سمتش برگشتی یهو دیدی دراز کشیده و چشماش بستهاس با فکر اینکه خوابه به سمتش رفتی و روی گونهاش بوسه ریزی زدی و دوباره شروع به تمرین کردی چانگبین تا اون حرکت رو دید فوراً بلند شد و اومد حِین تمرین از پشت بغلت کرد و آروم توی گوشت گفت
_میدونم که منو بوسیدی پرنسس
گونههات قرمز میشه و با خجالت میگی
+معذرت میخوام
چانگبین با یه حرکت تورو رو به خودش بر میگردونه و میگه
_نیازی به عذر خواهی نیست من دوسش داشتم
و پیشونیش رو میبوسه
هیونجین:
هیونجین خسته از تمرین وارد خوابگاه شده بود(تو کمی زودتر از بقیه به خونه اومدی بودی)اعضا هنوز نرسیده بودن با موهای به هم ریخته کیفش رو گوشهای پرت میکنه و خودش رو روی مبل ولو میکنه و چشماشو میبنده تو از توی آشپزخونه به سمتش میای وقتی میبینی چشماش بستهاس فک میکنی خوابیده و با لبخند موهاش رو از روی صورتش کنار میزنی و روی خال زیر چشمش رو میبوسی هیونجین وقتی متوجه میشه فوراً تورو به زیر خودش هدایت میکنه و شروع به بوسیدن لبات میکنه و وقتی چند ثانیه ازت جدا میشه با استرس و نفس نفس زنان میگی
+هیونجین این چه کاریه ممکنه کسی ببینه
_فعلا که کسی نیست
موضوع:وقتی عضو نهمی و فکر میکنی خوابن و سرشون رو میبوسی ولی اونا بیدار بودن.
*هیونگ لاین*
چان:
چان هم اتاقیت با خستگی تمام از روز خودش رو روی تخت پرت میکنه و به آرومی چشماش رو میبنده وقتی لباس خوابت رو تنت میکنی وارد اتاق میشی و با دیدن چان که اونقدر خسته به نظر میاد لبخند آرومی میزنی و میری روی تخت و کنارش میشینی سرت رو خم میکنی و بوسه ریزی روی گونهش میزنی چان وقتی برخورد لب هات رو با صورتش حس میکنه گونههاش سرخ میشن ولی به روی خودش نمیاره تا معذب نشی
لینو:
روی کاناپه نشسته بود و داشت با تو سریال تماشا میکرد وسطاش نگاهی بهش انداختی و دیدی چشماش بستهاس اولش فک کردی خوابه برای همین بوسه ریزی رو پیشونیش زدی و درست زمانی که از جات بلند شدی دستت از سمتش کشیده شد و یهو تعادلت رو از دست دادی و روی پاهاش افتادی و با لبخند دستش رو دور کمرت حلقه کرد و آروم در گوشت گفت
_میدونم که منو بوسیدی کوچولو😼
وقتی اون حرف رو میشنوی سرخ میشی که با لبخند پیشونیتو میبوسه و میگه
_نیازی نیست انقد خجالت بکشی
چانگبین:
توی باشگاه بودید چان کمی نشست تا استراحت کنه وقتی به سمتش برگشتی یهو دیدی دراز کشیده و چشماش بستهاس با فکر اینکه خوابه به سمتش رفتی و روی گونهاش بوسه ریزی زدی و دوباره شروع به تمرین کردی چانگبین تا اون حرکت رو دید فوراً بلند شد و اومد حِین تمرین از پشت بغلت کرد و آروم توی گوشت گفت
_میدونم که منو بوسیدی پرنسس
گونههات قرمز میشه و با خجالت میگی
+معذرت میخوام
چانگبین با یه حرکت تورو رو به خودش بر میگردونه و میگه
_نیازی به عذر خواهی نیست من دوسش داشتم
و پیشونیش رو میبوسه
هیونجین:
هیونجین خسته از تمرین وارد خوابگاه شده بود(تو کمی زودتر از بقیه به خونه اومدی بودی)اعضا هنوز نرسیده بودن با موهای به هم ریخته کیفش رو گوشهای پرت میکنه و خودش رو روی مبل ولو میکنه و چشماشو میبنده تو از توی آشپزخونه به سمتش میای وقتی میبینی چشماش بستهاس فک میکنی خوابیده و با لبخند موهاش رو از روی صورتش کنار میزنی و روی خال زیر چشمش رو میبوسی هیونجین وقتی متوجه میشه فوراً تورو به زیر خودش هدایت میکنه و شروع به بوسیدن لبات میکنه و وقتی چند ثانیه ازت جدا میشه با استرس و نفس نفس زنان میگی
+هیونجین این چه کاریه ممکنه کسی ببینه
_فعلا که کسی نیست
- ۳۹۴
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط