فیک MY GIRL
فیک: MY GIRL
««پارت چهار»»
سوفیا: جیهوپ متأسفم من تا جایی که خواستم گذاشتم تو ازم بدونی
(گوشی سوفیا زنگ خورد...جواب داد)
پدر سوفیا: نمیخوای بیای خونه
سوفیا: من.....زود میام خونه
(پدرش گوشی رو قطع کرد)
جیهوپ: پدرت بود درسته
سوفیا: خب....آره
جیهوپ: جلوی پدر و مادرت چرا وای نمیستی؟
سوفیا: من نمیتونم جلوشون وایسم چون دستام میلرزن و قلبم درد میگیره و سرم از این همه مشکلات درد میگیره
جیهوپ: من میتونم درکت کنم اما بهشون بفهمون که بزرگ شدی و خودت باید راه زندگیتو انتخاب کنی
سوفیا: تو همیشه کمک کردی قوی باشم این سری هم سعیمو میکنم باید برم
جیهوپ: من وظیفهام رو انجام دادم مراقب خودت باش خدافس
سوفیا: خدافس
(سوفیا برگشت تا بره جیهوپ دست اون رو گرفت و اون رو بغل کرد.....دستاش دور کمر سوفیا گذاشت و سرش روی شونهاش)
سوفیا: جیهوپ ببخشید
جیهوپ: سوفیا.....خیلی دوست دارم
{ جیهوپ: از اینکه احساسم بهش رو گفتم خوشحالم،بغل کردنش حس خوبی داره بوس تنش رو احساس میکردم دلم میخواست ساعت ها توی آغوشم باشه
سوفیا: کار غیر قابل پیش بینی انجام داد اما توی آغوشش اجازه فکر کردن به هیچی رو نداشتم کاش مشکلات پدر و مادرم نبود اون بهترین پسریه که دیدم}
سوفیا: منم دوست دارم...جیهوپ
جیهوپ: هر چقدرم دیگران نخوان که با هم باشیم من باهات میمونم
سوفیا: بدون پدر و مادرم نمیتونن مانع عشق من بهت بشن
جیهوپ: باید بری مشکل پیش میاد برات
سوفیا: اوهوم مراقب خودت باش خیلی دوست دارم خدافس
جیهوپ: عاشقتم همچنین به مشکلاتت کمتر فکر کن خدافس
سوفیا: چشم پسر لجباز
جیهوپ: کارتت رو بگیر راستی
(جیهوپ کارت سوفیا رو بهش داد....سوفیا و جیهوپ به خونههاشون رفتن)
ویو سوفیا
(رفت خونه و پدرش روی مبل نشسته بود)
پدر سوفیا: چه عجب خونه اومدی
سوفیا: گشنم شد غذا سفارش بدم و بخورم و.....طول کشید
پدر سوفیا: به خاطر جیهوپ بیشتر طول کشید درسته؟
سوفیا: ها؟ ما اتفاقی همدیگه رو دیدیم
مادر سوفیا: حواست به جیهوپ پرته درست رو نمیخونی
سوفیا: چه ربطی داره با هم درس میخونیم همین
پدر سوفیا: عاشق کسی بشو که بعداً پشیمون نشی
««پایان پارت چهار»»
✨امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید✨
««پارت چهار»»
سوفیا: جیهوپ متأسفم من تا جایی که خواستم گذاشتم تو ازم بدونی
(گوشی سوفیا زنگ خورد...جواب داد)
پدر سوفیا: نمیخوای بیای خونه
سوفیا: من.....زود میام خونه
(پدرش گوشی رو قطع کرد)
جیهوپ: پدرت بود درسته
سوفیا: خب....آره
جیهوپ: جلوی پدر و مادرت چرا وای نمیستی؟
سوفیا: من نمیتونم جلوشون وایسم چون دستام میلرزن و قلبم درد میگیره و سرم از این همه مشکلات درد میگیره
جیهوپ: من میتونم درکت کنم اما بهشون بفهمون که بزرگ شدی و خودت باید راه زندگیتو انتخاب کنی
سوفیا: تو همیشه کمک کردی قوی باشم این سری هم سعیمو میکنم باید برم
جیهوپ: من وظیفهام رو انجام دادم مراقب خودت باش خدافس
سوفیا: خدافس
(سوفیا برگشت تا بره جیهوپ دست اون رو گرفت و اون رو بغل کرد.....دستاش دور کمر سوفیا گذاشت و سرش روی شونهاش)
سوفیا: جیهوپ ببخشید
جیهوپ: سوفیا.....خیلی دوست دارم
{ جیهوپ: از اینکه احساسم بهش رو گفتم خوشحالم،بغل کردنش حس خوبی داره بوس تنش رو احساس میکردم دلم میخواست ساعت ها توی آغوشم باشه
سوفیا: کار غیر قابل پیش بینی انجام داد اما توی آغوشش اجازه فکر کردن به هیچی رو نداشتم کاش مشکلات پدر و مادرم نبود اون بهترین پسریه که دیدم}
سوفیا: منم دوست دارم...جیهوپ
جیهوپ: هر چقدرم دیگران نخوان که با هم باشیم من باهات میمونم
سوفیا: بدون پدر و مادرم نمیتونن مانع عشق من بهت بشن
جیهوپ: باید بری مشکل پیش میاد برات
سوفیا: اوهوم مراقب خودت باش خیلی دوست دارم خدافس
جیهوپ: عاشقتم همچنین به مشکلاتت کمتر فکر کن خدافس
سوفیا: چشم پسر لجباز
جیهوپ: کارتت رو بگیر راستی
(جیهوپ کارت سوفیا رو بهش داد....سوفیا و جیهوپ به خونههاشون رفتن)
ویو سوفیا
(رفت خونه و پدرش روی مبل نشسته بود)
پدر سوفیا: چه عجب خونه اومدی
سوفیا: گشنم شد غذا سفارش بدم و بخورم و.....طول کشید
پدر سوفیا: به خاطر جیهوپ بیشتر طول کشید درسته؟
سوفیا: ها؟ ما اتفاقی همدیگه رو دیدیم
مادر سوفیا: حواست به جیهوپ پرته درست رو نمیخونی
سوفیا: چه ربطی داره با هم درس میخونیم همین
پدر سوفیا: عاشق کسی بشو که بعداً پشیمون نشی
««پایان پارت چهار»»
✨امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید✨
- ۲.۲k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط