فیک MY GIRL
فیک: MY GIRL
««پارت سه»»
جیهوپ: تنها نیستی بیخیال فکر کردن چیزی رو درست نمیکنه بریم یه چی بخوریم؟
سوفیا: مشکلات تمومی نداره.....مگه ناهار نخوردی؟
جیهوپ: نه نخوردم
سوفیا: باید مراقب بدنت باشیا بلند شو ببرمت
(سوفیا کنار جیهوپ حس آرامش میکرد و مشکلات زندگی برایش معنایی نداشت و جبهوپ هم حس راحتی میکرد و چون سوفیا رو دوست داشت از اینکه با هم وقت میگذروندن خوشحال بود)
[سوفیا با جیهوپ رفتن رستوران ، ناهار خوردن و غروب شد.....]
سوفیا: سیر شدی
(خدمتکار اومد)
خدمتکار: ببخشید دوست پسرتون حساب میکنه یا شما؟
(هر دو مکث کردن و به هم نگاه کردند.....)
{جیهوپ:چشماش برق میزنه عاشق چشماش شدم
سوفیا: چشم های مشکیش برق توی چشماش غیر قابل توصیفه}
جیهوپ: من قراره حساب بکنم
(سوفیا کارتش رو در آورد و به خدمتکار داد)
سوفیا: من حساب میکنم
جیهوپ: تا وقتی من هستم چرا تو باید حساب کنی؟!
(کارتش را در آورد و به خدمتکار داد)
خدمتکار: الان من از کدوم حساب کنم؟
سوفیا: من اول به شما کارت دادم
(جیهوپ رمز کارتش رو گفت)
سوفیا: جیهوپ گفتم من حساب میکنم
(جیهوپ کارت سوفیا رو گرفت و دوید از رستوران بیرون آمد به سمت پارک رفت)
سوفیا: جیهوپ کجا میری کارتمو بده ببخشید من میرم
(سوفیا دوید دنبالش و جیهوپ روی تاب نشسته بوده و هی جلو عقب هل میداد......سوفیا رسید)
سوفیا: جیهوپ کارتم رو بده
جیهوپ: وقتی من هستم چرا باید تو حساب کنی
سوفیا: خیلی خوشت اومده که دوست پسرم صدات کرد؟
جیهوپ: یسسس(خنده)
سوفیا: جیهوپ ما فقط دوستیم
جیهوپ: چرا نمیتونم فراتر از دوست باشیم ما خیلی وقته همدیگه رو میشناسیم و دوستیم؟
سوفیا: میدونم جیهوپ اما دوست عادی بمونیم بهتره
جیهوپ: چرا فراتر از دوست نمیتونیم باشیم؟
««پایان پارت سه»»
✨امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید✨
««پارت سه»»
جیهوپ: تنها نیستی بیخیال فکر کردن چیزی رو درست نمیکنه بریم یه چی بخوریم؟
سوفیا: مشکلات تمومی نداره.....مگه ناهار نخوردی؟
جیهوپ: نه نخوردم
سوفیا: باید مراقب بدنت باشیا بلند شو ببرمت
(سوفیا کنار جیهوپ حس آرامش میکرد و مشکلات زندگی برایش معنایی نداشت و جبهوپ هم حس راحتی میکرد و چون سوفیا رو دوست داشت از اینکه با هم وقت میگذروندن خوشحال بود)
[سوفیا با جیهوپ رفتن رستوران ، ناهار خوردن و غروب شد.....]
سوفیا: سیر شدی
(خدمتکار اومد)
خدمتکار: ببخشید دوست پسرتون حساب میکنه یا شما؟
(هر دو مکث کردن و به هم نگاه کردند.....)
{جیهوپ:چشماش برق میزنه عاشق چشماش شدم
سوفیا: چشم های مشکیش برق توی چشماش غیر قابل توصیفه}
جیهوپ: من قراره حساب بکنم
(سوفیا کارتش رو در آورد و به خدمتکار داد)
سوفیا: من حساب میکنم
جیهوپ: تا وقتی من هستم چرا تو باید حساب کنی؟!
(کارتش را در آورد و به خدمتکار داد)
خدمتکار: الان من از کدوم حساب کنم؟
سوفیا: من اول به شما کارت دادم
(جیهوپ رمز کارتش رو گفت)
سوفیا: جیهوپ گفتم من حساب میکنم
(جیهوپ کارت سوفیا رو گرفت و دوید از رستوران بیرون آمد به سمت پارک رفت)
سوفیا: جیهوپ کجا میری کارتمو بده ببخشید من میرم
(سوفیا دوید دنبالش و جیهوپ روی تاب نشسته بوده و هی جلو عقب هل میداد......سوفیا رسید)
سوفیا: جیهوپ کارتم رو بده
جیهوپ: وقتی من هستم چرا باید تو حساب کنی
سوفیا: خیلی خوشت اومده که دوست پسرم صدات کرد؟
جیهوپ: یسسس(خنده)
سوفیا: جیهوپ ما فقط دوستیم
جیهوپ: چرا نمیتونم فراتر از دوست باشیم ما خیلی وقته همدیگه رو میشناسیم و دوستیم؟
سوفیا: میدونم جیهوپ اما دوست عادی بمونیم بهتره
جیهوپ: چرا فراتر از دوست نمیتونیم باشیم؟
««پایان پارت سه»»
✨امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید✨
- ۲.۰k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط