کوچه
کوچه
بی تو ، مهتاب شبی نیست در این کوچه دگر
ماه هم ، غمزده از کوچه ی ما کرده حذر
کوچه را حسرت یک رایحه از پیرهن ات
کشت ، اما نشد از عطر دل انگیز خبر
یاد آن آب روان پای تو را شست ، بخیر
خشک شد از غم هجران تو در وقت سفر
آن درختی که برآن نقش دو دل دست تو زد
دودل از باور دلدادگی آید به نظر
باورت هست که شادی دگر از کوچه ی ما
رفت و جغدی شده در باور ما مرغ سحر?
ای سفر کرده تو را دست خدا دادم و بس
با رقیبم همه ایام تو چون شهد و شکر
گر شبی یاد من ای مونس جان بر تو گذشت
مطمئن باش که جز عشق توام نیست به سر
ترسم این ست بیایی و ببینی که دگر
نوشداروی نفسهای تو را نیست اثر
بی تو ، مهتاب شبی نیست در این کوچه دگر
ماه هم ، غمزده از کوچه ی ما کرده حذر
کوچه را حسرت یک رایحه از پیرهن ات
کشت ، اما نشد از عطر دل انگیز خبر
یاد آن آب روان پای تو را شست ، بخیر
خشک شد از غم هجران تو در وقت سفر
آن درختی که برآن نقش دو دل دست تو زد
دودل از باور دلدادگی آید به نظر
باورت هست که شادی دگر از کوچه ی ما
رفت و جغدی شده در باور ما مرغ سحر?
ای سفر کرده تو را دست خدا دادم و بس
با رقیبم همه ایام تو چون شهد و شکر
گر شبی یاد من ای مونس جان بر تو گذشت
مطمئن باش که جز عشق توام نیست به سر
ترسم این ست بیایی و ببینی که دگر
نوشداروی نفسهای تو را نیست اثر
- ۱.۵k
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط