{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران

باران
میراث خانوادگی ما بود!
کوچک که بودم
از سقف خانه ی ما میچکید؛
بزرگ که شدم
از چشمانم!

#حسین_پناهی
دیدگاه ها (۱)

غمگین مشو عزیزِ دلممثل هوا کنار توامنه جایِ کسی را تنگ می‌کن...

این روزها دیده ای ؟!آدم ها از پایان جهان می ترسند؛عشق منمی د...

تا در آیینه پدیدار آییعمری دراز در آن نگریستممن برکه‌ها و در...

باد می گذرد چلچله می چرخد و نگاه من گم می شوداز تو تا اوج تو...

کودک بودمبام خانه‌مان به آسمان نزدیک بودکم مانده بود دستم به...

بچه بودم فکر میکردم بدترین تکلیف دنیا ریاضیه، تا اینکه بزرگ ...

وقتی بچه بودم از روح می‌ترسیدموقتی بزرگ شدم فهمیدم آدما ترسن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط