خستهام

خسته‌ام…
از صبری که هیچ‌وقت جواب نداد،
از انتظاری که هر بار، تهش رسید به هیچ.
از تکرارِ روزهایی که رنگ تازه‌ای نداشتن،
که هر صبح، فقط نسخهٔ بی‌روحِ دیروزم بود.
خسته‌ام از فکرهای پوچ، از خیال‌های بی‌سرانجام…
منتظر موندم، برای چی؟
برای رسیدن به یه سکوتِ سرد، به یه خالیِ عمیق.
هر روز، یه کابوس تکراریه…
یه زندگی بی‌جون، یه مرگِ تدریجی.
دیگه نه حسی مونده، نه امیدی، نه دلخوشی‌ای.
من زنده‌ام… ولی انگار مُرده‌ام.
²³:⁴⁴
⁵خرداد¹⁴⁰⁴
زبان انگلیسی _ ⭕ _
دیدگاه ها (۰)

پرسید چه شده ؟ گفتم این روزها از همه چیز خسته ام گفت : باید ...

خدایا مواظب ایرانم باش !‌‌‌³ تیر¹⁴⁰⁴

دل زِ تن بردی و در جانی هنوزدردها دادی و درمانی هنوز!¹ اردیب...

یه سال… یه سال تمام، تو سرم یه دنیای دیگه داشتم. یه دنیای رن...

P²⁵روز ها میگذشتن..هر روز،هر روز به بهونه هایی سر صحبتو باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط