{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کودک فال فروش پرسیدم چه میکنی؟

از کودک فال فروش پرسیدم چه میکنی؟
گفت از حماقت انسانها تکه نانی در می آورم !
اینها از منی که در امروز خود مانده ام، فردایشان
را میخواهند.
دیدگاه ها (۱۷)

نه واقعا به این چی میگید ؟ قابل توجه آقایون یه خورده از این ...

بخاطر گل روی شما !!!!!!! عکس از خودم

پادشاهی در یک شب زمستانی در کاخ به یکی از نگهبانان برخورد،گف...

هنوز از بازی کلاغ پر، میترسم!میترسم بگویم:عشق؟ آرام بگویی:پر...

✨امام رضا علیه السلام فرمودند:🌸به کودک دستور ده که با دست خو...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

داستان لباس جدید پادشاهاثر هانس کریستین آندرسن#تا_آخر_بخونید...

سلام و احترام 🌹آدم‌های بزرگ قامتشان بلندتر نیست! خانه‌شان بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط