{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی داشتم فکر میکردم اخرین باری ک آرامش داشتم کی بود....

وقتی داشتم فکر میکردم اخرین باری ک آرامش داشتم کی بود....!

سر از خاطرات بچگی در اوردم و هیچی نفهمیدم
دیدگاه ها (۱)

تمام دارایی ام خدایی هست که دغدغه از دست دادنش را ندارم...

عاشق کسی خواهم شدکهروی نیمکت بنشیند و گنجشک ها بدون اینکه از...

hamidreza و atefeh

خودم

یه بار وقتی خیلی کوچیک بودم داشتم با پسرا فوتبال باری میکردم...

نه فیک نه هیچی وجودشو داشتم درستش کردم اونموقع هایی ک تو داش...

‏🦙[۱۸:۳۹ به وقت کره]•عکس•وقتی داشتم فکر میکردم کی چشمک بزنم،...

رمان دخت من

وقتی داشتم اون موقع برای اولین بار خواهر آیکو آکاری رو طراح...

رمان دخت من

لیا : کوک راست میگه بابابزرگ ما نمیتونیم بابابزرگ از سر میز ...

رمان دخت من

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط