{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش درد

کاش درد
آنقدر کوچک میشد
که پشت میز یک کافه ، می نشست
چای می خورد
ساعتش را نگاه می کرد
و با عجله می گفت "خداحافظ".....
دیدگاه ها (۲۸)

....

....

♡♥♥♡

،،،،،

رمان « دختر کوچولوی من » پارت ۳

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۶: شیرینی‌های کوچ...

White Lotus | Part 28سه روز بعد...سئول دوباره همان شهر شلوغ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط