{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه وهابی میره بازار تهرون خرید میکنه، به باربرهای

یه روز یه وهابی میره بازار تهرون خرید میکنه، به باربرهای بازار میگه بارشو تا دم ماشینش بیارن، هر کدوم که بارشو بلند میکردن میگفتن یاعلی! وهابی بهشون میگفت بزارش پایین نمیخوام تو بارم ببری، یه خوش ذوقی نشسته بود و نگاه میکرد پاشد اومد گفت، من میبرم 5تومن؟ وهابی گفت بارو بلند کن بینم، بلند کرد گفت یا الله، وهابی گفت دمت گرم 10 تومن بهت میدم، بارو گذاشت دم ماشین و پولشو گرفت، تا اومد بره وهابی گفت ببینم تو چرا بار بلند میکردی گفتی یا الله، نگفتی یا علی؟ گفت آخه اینا که چیزی نیست سبکه! یا علی واسه بارهای سنگینه!!!
دیدگاه ها (۱۰)

یه روز وهابیه میره بازار تهرون خرید میکنه. به باربر های بازا...

سید جواد (ره) میگفت: جوونا اگر میخواید یه رفیق داشته باشید ک...

#شب_هشتم_بنام_حضرت_علی_اکبر_علیه_السلامخودش رو روی بدن علی ا...

ریکشن بلولاک :💙✨موضوع: وقتی خوابن موهاشون رو بچینیم(در خواست...

#حصار_تنهایی_من #پارت_۲۲بدون اینکه بهش نگاه کنم گفتم:بله؟ ان...

✨🌱✨#ناحله #قسمت_سی_و_چهارم مردای فامیل دوماد و اونایی به ریح...

P21اخرین لبخند

#پارت29#پارت بیست ونهم#رمان_تمام_زندگی_من-نگینه+خب جواب بده-...

P 24

#رمان_تمنانویسنده: #بیسان_تیتهتهیه کننده :حسین حاجی جمالی#قس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط