{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیکشن هزبین هتل TVDeer

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت هفتم:

= یه چیز دیگه هم لازم دارم..
- دیگه چی؟
= خون..
- چی؟؟

* آیون با یه تیغ کوچیک، دست واکسو زخم میکنه و تیغ خونی رو روی یه کاغذ جدید میزاره..

- آخ! احمق، داری چه غلطی میکنی!؟
= شرمنده! ولی لازمش داشتم..

* آیون با یه دستمال، زخمو میپوشونه..

- لازمش داشتی؟؟ دقیقا برای چه کوفتی لازمش داشتی..

* آیون داره با یسری وسایل ور میره و همونطور که مشغوله جواب میده..

= باهاش میتونم ورژن قدیمی شما رو تو هشتاد سال پیش موقعیت یابی کنم و جایی پورتالو باز کنم که بهش نزدیک باشه..

* و بعد این جمله آیون دستاشو بهم میزنه و جادوی نورانی کوچیکی شروع به ساخت پورتال میکنه و بعد چند لحظه درست پشت سر واکس پرتال کوچیکی به اندازه یه کف دست باز میشه و اروم اروم بزرگتر میشه.. واکس داخل پرتالو نگاه میکنه، اون طرفش دقیقا همون پنتاگرام سیتی هشتاد سال پیش رو میبینه..

- باورم نمیشه..

* دستشو سمت پرتال دراز میکنه و میره نزدیکش..

= یادتون باشه چی گفتم، فقط یکی از شماها زنده میمونه..
- این.. . .. امنه.. ؟
= وقت برای سوال نداریم!

* آیون واکسو هل میده داخل پرتال..

- چی؟! صب کن!!

* به محض رد شدن واکس از پرتال، پرتال محو میشه و راه برگشت بسته میشه..

- ای عوضی.. &×$

در همین حال اون طرف پرتال، همه واکس رو از یاد میبرن جوری که انگار وجود نداشته و فقط آیون و خود واکس از قضیه خبر دارن..
واکس با عصبانیت و ناراحتی نگاهی به اطراف میندازه..

- حتی فرصت نکردم به ول و ولوت خبر بدم..

* چند لحظه میگذره..

- اینجا دقیقا همون شکلیه که هشتاد سال پیش بود.. و.. الان چه موقعه؟

* ساعتشو چک میکنه اما ساعت روی هشتاد سال جلوتر که ازش اومده تنظیم شده..
به برج ساعت شهر نگاه میکنه..

- اینجا و این موقع برام آشناس.. اینجا.. یبار با الستور اینجا قرار گذاشتیم که بریم بیرون.. خیلی ذوق داشتم که پروژه جدیدمو براش معرفی کنم..

* تون صداش ناراحته اما خوشحاله.. مثل شیرینی که تلخ شده باشه..
همینطور که واکس درحال عادت کردن به محیطه یه صدای خوشحال و ذوق زده رو میشنوه..

_ ال! بالاخره رسیدی!



مشتاق پارت بعدیم..
(چرا من دارم اینو میگم انگار من مخاطبم😂🗿)


* دوستان من تازه متوجه شدم این پارت جا افتاده، دیروز پارت هشت و اینو فرستادم این یکی نیومده..🗿🔪
چرا چیزی نگفتین..🗿😑

★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
دیدگاه ها (۹)

برابچ اطلاعات از قسمت نهم سیرک دیجیتال بدستم رسیده..

نمایی از ساید غمگین همه کراشای بنده..

امان از بی‌نتی و بیکاری.. (زر میزنم کلی درس دارم که نخوندم ا...

این شما و این اولین کراش بنده، جو دالتون..🌚🤝🏻کسی مشکلی داره....

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت نهم:~ عام.. سلام..؟* وین...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت هشتم:* واکس فوری قایم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط