می شود از دلتنگیت
می شود از دلتنگیت
سر به خیابان گذاشت
به چراغ پشت ماشین ها نگاه کرد
که هاله ی نور می شود
گر می گیرد
مثل شهاب می سوزد
و دود می شود
می شود نفس کشید
سنگین
ملتهب
سرگردان
که کجایی؟
چرا هر چه راه می روم
پیدات نمی کنم؟
گنج من!
چرا این خیابان تمام نمی شود؟
این ستاره بازی
این هاله های خیس.......
سر به خیابان گذاشت
به چراغ پشت ماشین ها نگاه کرد
که هاله ی نور می شود
گر می گیرد
مثل شهاب می سوزد
و دود می شود
می شود نفس کشید
سنگین
ملتهب
سرگردان
که کجایی؟
چرا هر چه راه می روم
پیدات نمی کنم؟
گنج من!
چرا این خیابان تمام نمی شود؟
این ستاره بازی
این هاله های خیس.......
- ۱.۷k
- ۱۳ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط