پارت چهار
پارت چهار
+س...سلام☺️
_سلام خانم یوری
....+
_بفرما بشین
+توی دستش شراب بود و یک پیرهن مشکی و جلیقه مشکی و پوشیده بود و ادکلن سرد زده بود و با چشمای خمار بهم نگاه میکرد وچشمان برق میزد
+خب طرح آمادست بفرمایین
طرح رو به ایمیلش از قبلفرستاده بودم
_بله دیدم خیلی خوب بود اما...
+اما چی آقای جئون
_یه چیزیکم داره
+چ..چ...چی
_بیا اینجا ببین
+رفتم پشت میز پیشش که نشسته بود رو صندلی پشت میز و رفتم کمی نزدیک لپتاپ تا بهتر ببینم و گفتم چی کمه و برگشتم تا به چشم های آن نگاه کنم و دیدم از قبل داشته به من نگاه میکرده و کمی معذب شدم و داشتم میرفتم عقب که مچدستم گرفته شد
_بوی ادکلن شیرینی که زده بود خیلی آرامش بخش بود و زیباییهاون بیش از اندازه بود و اخلاقش که نگم و کسی نبوده بخواد لاس بزنه
_چرا میری عقب بیا بهتر ببین
داشتم توضیح میدادم که چی کمه
+بله،خب،فهمیدم
_خب اینارو تاچند روزه درست میکنی(کمی نیشخند)
+اگه بخواین الان همینجا تا نیم ساعت درست کنم
_عالیه پس زودباش
+بله
_سکوت بین ما بود و من داشتم اونو نگاه میکردم و شراب میخوردم
یک لیوان برای اوهم ریختم و گفتم بیا
+نگاهی ازپایین به بالا کردم و گفتم نه ممنونم من زود مست میشم
_جالبه(تک خنده ای کردم)
...+
_اولین زنی بود که شراب نمیخورد پیشمن و عشوه نمی اومدو اغواگری نمیکرد
+آقای جئون...
_جونکوک بگو(دستور)
+همینطوری راحتم
_گفتم منو جونکوک صدام کن
+منم گفتم اینطوری راحتم
_من به راحتی تو توجه نمیکنم بگو جونکوک
+اما من نمیخوام میشه بریم سراغ طرح
_(نیشخندی زدم و گفتم باشه اما پشیمون میشی
+نمیشم حالا بیاین طرح رو ببینید
_عالیه حالا اینو چاپ کن و فردا بیا شرکت همین موقع
+همم بله فردا میبینمتون آقای جئون
_تک خنده ای کردم و گفتم باشه یوری
+خانم یوری
_خانمم یوری
+آنقدر صمیمت بینمون لازم نیست به نظرم مگه نه آقای جئون
_بله خانم یوری
+شب خوش
_همم
ادامه پارت بعد✨
+س...سلام☺️
_سلام خانم یوری
....+
_بفرما بشین
+توی دستش شراب بود و یک پیرهن مشکی و جلیقه مشکی و پوشیده بود و ادکلن سرد زده بود و با چشمای خمار بهم نگاه میکرد وچشمان برق میزد
+خب طرح آمادست بفرمایین
طرح رو به ایمیلش از قبلفرستاده بودم
_بله دیدم خیلی خوب بود اما...
+اما چی آقای جئون
_یه چیزیکم داره
+چ..چ...چی
_بیا اینجا ببین
+رفتم پشت میز پیشش که نشسته بود رو صندلی پشت میز و رفتم کمی نزدیک لپتاپ تا بهتر ببینم و گفتم چی کمه و برگشتم تا به چشم های آن نگاه کنم و دیدم از قبل داشته به من نگاه میکرده و کمی معذب شدم و داشتم میرفتم عقب که مچدستم گرفته شد
_بوی ادکلن شیرینی که زده بود خیلی آرامش بخش بود و زیباییهاون بیش از اندازه بود و اخلاقش که نگم و کسی نبوده بخواد لاس بزنه
_چرا میری عقب بیا بهتر ببین
داشتم توضیح میدادم که چی کمه
+بله،خب،فهمیدم
_خب اینارو تاچند روزه درست میکنی(کمی نیشخند)
+اگه بخواین الان همینجا تا نیم ساعت درست کنم
_عالیه پس زودباش
+بله
_سکوت بین ما بود و من داشتم اونو نگاه میکردم و شراب میخوردم
یک لیوان برای اوهم ریختم و گفتم بیا
+نگاهی ازپایین به بالا کردم و گفتم نه ممنونم من زود مست میشم
_جالبه(تک خنده ای کردم)
...+
_اولین زنی بود که شراب نمیخورد پیشمن و عشوه نمی اومدو اغواگری نمیکرد
+آقای جئون...
_جونکوک بگو(دستور)
+همینطوری راحتم
_گفتم منو جونکوک صدام کن
+منم گفتم اینطوری راحتم
_من به راحتی تو توجه نمیکنم بگو جونکوک
+اما من نمیخوام میشه بریم سراغ طرح
_(نیشخندی زدم و گفتم باشه اما پشیمون میشی
+نمیشم حالا بیاین طرح رو ببینید
_عالیه حالا اینو چاپ کن و فردا بیا شرکت همین موقع
+همم بله فردا میبینمتون آقای جئون
_تک خنده ای کردم و گفتم باشه یوری
+خانم یوری
_خانمم یوری
+آنقدر صمیمت بینمون لازم نیست به نظرم مگه نه آقای جئون
_بله خانم یوری
+شب خوش
_همم
ادامه پارت بعد✨
- ۱۱.۲k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط