چندشاتی شوگا
چندشاتی شوگا
part ۳
ات ویو
از خواب بیدار شدم، دست و صورتمو شستم..
چشمام قرمز شده بود
صبحانه خوردم..
صدام بخاطر گریه زیاد گرفته بود...
چندتا تغذیه خوراکی برداشتم و گذاشتم داخل چمدون..
بعد حاضر شدم و تاکسی گرفتم به سمت فرودگاه
به فرودگاه که رسیدم، بعد از انجام کار ها...
سوار هواپیما شدم.
بعد از دقایقی مسافر ها نشستن سر جاهای خودشون...
مهماندار شروع کرد به آموزش بستن کمربند و...
بعد از دقایقی هواپیما بلند شد و شروع کرد به حرکت...
همینطور نشسته بودم و با هدفون آهنگ گوش میدادم
که مهماندار اومد و ازم سوال کرد که چیزی میخوام یا نه..
×خانمچیزی میخواید؟..
+نه.. ممنون
×حالتون خوبه؟.. چشاتون قرمزه.. صداتون هم در نمیاد
+خوبم.. زیادی گریه کرد
مهماندار لبخندی زد
×امیدوارم بهتر بشید
+ممنون..
و رفت..
part ۳
ات ویو
از خواب بیدار شدم، دست و صورتمو شستم..
چشمام قرمز شده بود
صبحانه خوردم..
صدام بخاطر گریه زیاد گرفته بود...
چندتا تغذیه خوراکی برداشتم و گذاشتم داخل چمدون..
بعد حاضر شدم و تاکسی گرفتم به سمت فرودگاه
به فرودگاه که رسیدم، بعد از انجام کار ها...
سوار هواپیما شدم.
بعد از دقایقی مسافر ها نشستن سر جاهای خودشون...
مهماندار شروع کرد به آموزش بستن کمربند و...
بعد از دقایقی هواپیما بلند شد و شروع کرد به حرکت...
همینطور نشسته بودم و با هدفون آهنگ گوش میدادم
که مهماندار اومد و ازم سوال کرد که چیزی میخوام یا نه..
×خانمچیزی میخواید؟..
+نه.. ممنون
×حالتون خوبه؟.. چشاتون قرمزه.. صداتون هم در نمیاد
+خوبم.. زیادی گریه کرد
مهماندار لبخندی زد
×امیدوارم بهتر بشید
+ممنون..
و رفت..
- ۶۵.۸k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط