{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:::پارت پنجم:::

:::پارت پنجم:::
دانشگاه رفتم ولی برای یک سال وکالت خوندم ولی بعدش حوصلم سر رفت پس به شرکت مافیایی نایون رفتم. باورت میشه؟؟ خانم مسن مهربون، جانگ نایون مافیا شماره یک کشور عه و پسرش هم یک دنیا، سچه واو، اما بعد از یک سال دانشگاه و اینا دیگه الان دو ساله که در کنار دانشگاه پیش نایون هم میرم و الان حتی من ازش جلو زدم و من حالا شماره ی یک کره م باور ناپذیره نه؟؟ اینکه یکی هم جذاب باشه، هم دختر باشه، هم دانشگاه بره و باهوش باشه هم مافیا باشه!!!!!!!!!!!!!!! پسرا کشته مرده ی منن هر شب بالای سه تا خواستگار میان اما من تک به تکشون رو رد میکنم چون اون ها همجنس بابان و من از این متنفرم که قرار باشه با کسی ازدواج کنم و به کسی اعتماد کنم که همجنس بابامه!!!!!!! باید هرچه زودتر ادم هایی مثل اونهارو از روی زمین بردارم و نیست و نابودشون کنم!! نایون هیچی نمیدونه و فک میکنه که واو من چه دختر خوب و مثبتی هستم و فکر میکنه که من میترسم هه خو ترس از من میترسه یا از سر غرور اینو خوب میگه هااااا یه روز غرور بهم پیام داد من حتی سین هم نزدم نمیخوام ازدواج کنم و یع دختر معمولیم بعد از شش ماه رد کردن خواستگارا دیگه نایون دست از کنه بازی ذر اورد و دیگه کسی رو قبول نکرد و همه رو قبل از من رد کرد و دیگه از اماده شدن های شبونه و هرشب شیرینی خوردن خلاص شدم. هوففففففففففففففففف راستی من توی چهارده سالگی ادم کشتم!!!!!!!!!! مامانم منو ول کرد پیش پدرم و منم به خاطر اینکه پدرم منو اذیت میکرد کشتمش ولی خب اون موقع پونزده سالم بود و از شانس گند من، همون لحظه پلیس از راه رسید و یونگی و ادم هام رو به زندان برد ولی من به عنوان بی گناه بودم که پدرش رو کشتن واسه همین ندامتگاه نرفتم و به جاش رففتم اموززشگاه تربیت تا از ذهنم بیرونش کنن و انقد چرت و پرت میگفتن که اون سالا اصن اشتها نداشتم و بعد از اون هم خودمو زدم به اوکیی و رفتم پرورشگاه که اونجا حداقل تنها بودم و اذیت نمیشدم تا اینکه نایون من رو به سرپرستیی گرفت و بعد توی بیست سالگی اجازه ندادم که ادم هام و دست راستم، یونگی رو اع/دام کنن تو همین فکر بودم که چشمام بسته شد و خوابم برد..
.......................................................
خیله خب اینم از پارت پنجم، از این پارت به بعد رو هم فردا شب میزارم حدودا ۳-۴ پارت اینا که تعدادشون بستگی به حمایتاتون داره هرچی بیشتر حمایت بشه بیشتر پارت میزارم.
پس به هرکی که فکر میکنید ممکنه خوشش بیاد پیجمو معرفی کنید که با حمایتاش به تعداد پارت هامون اضافه بشه.
همین دیگه شب بخیر کوچولو های مامیییی😊😊😊😍😍😍💋
دیدگاه ها (۰)

مرسی خوشگلمممممم🥰🥰🥰🥰

بچه ها صبتون بخیرررررردیروز ویسگونم باگ خورده بود نتونستم بر...

:::پارت چهارم:::سه سال پیش(جنا: هجده ساله)نایون به سمت پرورش...

:::پارت سوم:::جنا خیلی وقت بود که منتظر این لحظه بود روی صور...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🔮.🪄.🪄پارت ۱۲: بعد از کلاس، جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط