بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
در بارهٔ دوست :
- دوست هر زمان دوست را دوست میدارد. حتی بعد از مرگِ دوست، باز دوستی برقرار است. دوستی یک جریان جاودانه است.
- آشنایی و خویشاوندی، دوستی نیست. بسیاری فقط آشنایند نه دوست. دوستی وحدت ایجاد میکند. غم دوست، غم اوست.
- دوست دو دارد و است. دوئی است که با هم دوست شدهاند. با هم یک شدهاند.
- دوستی دَواست. دوست دواست.چون یگانگی در میان باشد.
- دوست هم عدد عشق هم هست. با عشق پیوندی ناگسستنی دارد.
- دوستی را حُبّ گویند. حُبّ و حَبّ (دانه) هم خانوادهاند. دوستی دانهٔ عشق است که در قلب کاشته میشود.
- هم مُحِب و هم محبوب، هر دو حُبّ دارند. این حُبّ است که پیوند آن دو را برقرار می کند. این حُبّ است که مُحِب ساز و محبوبساز است.
- دوستی یعنی همان حُبّ غالباً نامرئی است اما مُحِبّ و محبوب غالباً مرئیاند.
- حُبّ نامرئی را همچون حَبّ مرئی باید شکوفا نمود. باید آن را در زمین قلب کاشت و داشت و برداشت، و آنگاه بر زمین قلب دیگران پاشید.
- جهان ما از آن رو پر رنج و ناآباد گشته است چون کشت حُبّ دیرزمانی است به فراموشی سپرده شده است. فلذا مُحِب و محبوب اگر نگوییم نایاب، که بسیار کمیاباند.
- خطاب دوست و ای دوست، همه را سزاوار نیست. دوست آن است که حُبّ را چون حَبّی دریافت نموده و کمر همّت به شکوفاییاش بسته است.
- دوست واقعی یکی است. اگر آن یکی را دوست داشتهباشی، همهٔ کسانیکه آن یکی را دوست دارند، دوست تو خواهند بود.
در بارهٔ دوست :
- دوست هر زمان دوست را دوست میدارد. حتی بعد از مرگِ دوست، باز دوستی برقرار است. دوستی یک جریان جاودانه است.
- آشنایی و خویشاوندی، دوستی نیست. بسیاری فقط آشنایند نه دوست. دوستی وحدت ایجاد میکند. غم دوست، غم اوست.
- دوست دو دارد و است. دوئی است که با هم دوست شدهاند. با هم یک شدهاند.
- دوستی دَواست. دوست دواست.چون یگانگی در میان باشد.
- دوست هم عدد عشق هم هست. با عشق پیوندی ناگسستنی دارد.
- دوستی را حُبّ گویند. حُبّ و حَبّ (دانه) هم خانوادهاند. دوستی دانهٔ عشق است که در قلب کاشته میشود.
- هم مُحِب و هم محبوب، هر دو حُبّ دارند. این حُبّ است که پیوند آن دو را برقرار می کند. این حُبّ است که مُحِب ساز و محبوبساز است.
- دوستی یعنی همان حُبّ غالباً نامرئی است اما مُحِبّ و محبوب غالباً مرئیاند.
- حُبّ نامرئی را همچون حَبّ مرئی باید شکوفا نمود. باید آن را در زمین قلب کاشت و داشت و برداشت، و آنگاه بر زمین قلب دیگران پاشید.
- جهان ما از آن رو پر رنج و ناآباد گشته است چون کشت حُبّ دیرزمانی است به فراموشی سپرده شده است. فلذا مُحِب و محبوب اگر نگوییم نایاب، که بسیار کمیاباند.
- خطاب دوست و ای دوست، همه را سزاوار نیست. دوست آن است که حُبّ را چون حَبّی دریافت نموده و کمر همّت به شکوفاییاش بسته است.
- دوست واقعی یکی است. اگر آن یکی را دوست داشتهباشی، همهٔ کسانیکه آن یکی را دوست دارند، دوست تو خواهند بود.
- ۱.۴k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط