{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دریه همچین موقعیتی قرار گرفتم که از ۹شب تا الان که ساع

من دریه همچین موقعیتی قرار گرفتم که از ۹شب تا الان که ساعت ۵:۱۱دقیقه ی صبحه دارم اتاق جمع میکنم کمرم وحشتناک درد میکنه امروز برامون جشن فارغ‌التحصیلی گرفتن چون بعدش بخاطر امتحانات وقت نمیکنن بعد مستقیم از مدرسه با مامانم رفتم بازار اومدم خونه نودل خریده بودم درست کردم با چندتا خوراکیه دیگه که بعدش مامانم گفت اتاقت رو جمع کن و هم اکنون منی که فقط سه بار اتاقم رو تمیز کرده بودم الان پدرم دراومد☺️😂✌🏻✌🏻 حالا هم که ساعت و دیدین اگر کسی توی یه همچین موقعیتی قرار گرفته توی کامنتا بگه که بخندیم چون فردا قراره برم استخر بعدش بابام و مامانجونم از اهواز میان یعنی بابام میره دنبالش که بیان بعد به احتمال ٪۵۰ هردوتا دایی هام ولی به احتمال٪۱۰۰یکی از دایی هام میاد پدرم داره کنده میشه اااههههه عرررررررررر 😭🤣😂✌🏻
دیدگاه ها (۳)

Part 1از دید میزوکی هیوتاشی تاحالا شدهصبح، ساعت 6 صبح، با خو...

سلام داداشا

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ²ویو اتچند ساعت گذشته بود...ولی من ...

I'm not jealous part ۲۹به سختی لای پلکامو باز کردم احساس کرد...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

P¹²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

عمارت بلک وود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط