چند پارتی جیهوپ

چند پارتی جیهوپ
نام:وقتی مافیایی و میدوزدیش

نامجون و جین مست نکردن تا مراقب بقیه باشن من زیاد مست نبودم فقط یکم سرم درد میکرد

نامجون:وای خدا از دست اینا جین بیا کمک کن این شوگا و جونگ کوک رو بزاریم توی ماشین
جین: باشه صبر کن من جیمین رو بزارم کنار تهیونگ الان میام

جین رفت کمک نامجون شوگا و جونگ کوک رو گذاشتن تو ماشین

جین:خب جیهوپ سوار شو که دیگه بریم
جیهوپ:من پیاده میام میخوام یکم قدم بزنم
نامجون:ولی الان ساعت نزدیک یک شبه بیا برسونیمت
جیهوپ:نه نمیخواد دوست دارم یکم قدم بزنم و هوا بخورم
جین:ولی...
نامجون:جین ولش کن هرطور که میخوای خداحافظ
جیهوپ :خداحافظ
جین:خداحافظ

جین و نامجون سوار ماشین شدن و رفتن منم شروع به راه رفتن کردم احساس کردم یکی پشت سرمه تاکه برگشتم یکچیزی گذاشتن روی صورتم و سیاهی....

ویو ا.ت
داشتم نوشیدنیم رو میخوردم که دیدم بادیگاردم اومد سمتم

بادیگارد:خانم ما اون پسر رو بیهوش کردیم و الان تو عمارته
ا.ت:واو چه زود انجام دادین خیله خب بیا بریم
رفتیم به سمت ماشین بادیگارد درو برام باز کرد و منم نشستم و حرکت کردیم به سمت عمارت

ویو داخل عمارت

ا.ت:کجا بردینش؟
بادیگارد:توی یکی از اتاقاست

رفتیم طبقه بالا بادیگارد در یکی از اتاقارو باز کرد که دیدم روی تخت خوابیده

ا.ت:میتونی بری
بادیگارد:چشم

بادیگارد رفت منم رفتم داخل اتاق رفتم روی تخت کنارش نشستم

..............ادامه دارد

(شرایط:۱۹لایک💕)
دیدگاه ها (۱۲)

چند پارتی جیهوپ نام:وقتی مافیایی و میدوزدیش ویو جیهوپ با سرد...

چند پارتی جیهوپ نام:وقتی مافیایی و میدوزدیش ا.ت:آجوما پس این...

چند پارتی جیهوپنام:وقتی مافیایی و می دوزدیش ویو جیهوپ امشب ق...

دو پارتی شوگا پارت آخر: وقتی میخوای بهش بگی حامله ای ...

هنتای پارت ۱تنها معشوق منکاراکو روی مبل نشته و داره مشروب می...

نامجون: تو این کتابه نوشته وقتی با پرنسس ازدواج کردی شب اول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط