احیا نیم ساعت پیش اومدم

احیا نیم ساعت پیش اومدم


انقدر گریه کردم چشام میسوزه برای اجی ماعده که گف و برای تمام مشکل دارا و مریضها دعا کردم
دیدگاه ها (۶)

بــہ بعضـــیآ بـایــد گفـــت:درســتــہ اِدعــآت مِثـِــل دلآ...

شعور اگہ خریدنی بود من حاضر بودم واسہ خیلیا از جیب خودم مایہ...

ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﺭﺍﺳــــــــﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾــﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿــــــــﺎ...

اصن تو خوبے!تو جلو...ما پشتیم...ولے مسیرے ک میرے گرگاشو ما ک...

پارت 3یونا رفتم خونه یه دوش گرفتم اومدم ساعت9:30 بود رفتم و ...

ویو آتاگه دیر تر میومد می‌تونستم بفرستمش جهنم هوفی کشیدم و ...

پارت چهلو چهاریه جوری حاضر شدم انگار میرم جنگخب حالا چی درست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط