وقتی بغل این دل من خانه ی یار است
وقتی بغل این دل من خانه ی یار است
دیگر بگو ای غم، که مرا با تو چکار است
بگذار برای تو و این برگ،بگویم
پاییز اگر آمده از لطف بهار است
تا کی بدوم در پی چشم آهوی این شهر
از دید من این خسته ترین نوع شکار است
یعقوب من این گریه ی سنگین تو یعنی
برگشتن یوسف نه به بار و نه به دار است
می شد ز ترک خوردن لبهای تو پی برد
در ساوه ی لبخند تو،صد باغ انار است
بگذار نگاهت کنم از شوق و بگویم
دل کندن من از تو،فقط یک به هزار است...
دیگر بگو ای غم، که مرا با تو چکار است
بگذار برای تو و این برگ،بگویم
پاییز اگر آمده از لطف بهار است
تا کی بدوم در پی چشم آهوی این شهر
از دید من این خسته ترین نوع شکار است
یعقوب من این گریه ی سنگین تو یعنی
برگشتن یوسف نه به بار و نه به دار است
می شد ز ترک خوردن لبهای تو پی برد
در ساوه ی لبخند تو،صد باغ انار است
بگذار نگاهت کنم از شوق و بگویم
دل کندن من از تو،فقط یک به هزار است...
- ۱.۱k
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط