{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدری آهسته...دلم پشت غزل جامانده

قدری آهسته...دلم پشت غزل جامانده
دلِ حساس ،دلِ خسته ،دلِ وامانده

می دوی تند ،جوانی و ندارد نفسی
دلِ از تاب و تب افتاده و تنها مانده

جریان داری و تقدیر و قضا یار تواند
دل من ماهیِ دور از لب دریا مانده

روبروی تو درِ باغ خدا بازاست و ...
دل من دردل خشکیده ی صحرا مانده

قدری آهسته که دیدار تو حتی از دور
دردلم آتش عشقی ست که برپا مانده

قدراین یک غزل ای کاش کنارم باشی
می روی...سخت نگیر...سهم تو- فردا-مانده
دیدگاه ها (۲)

وقتی بغل این دل من خانه ی یار استدیگر بگو ای غم، که مرا با ت...

چقدر شعر بگویم برای چشمانت؟چگونه اشک بریزم بدون دستانت؟چقدر ...

گوش کن دارم صدایت می کنم باز دارم دل فدایت می کنم باز داری ب...

خوش به حال آنکه قلبش مال توستحال و روزش هر نفس، احوال توستخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط