{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر شعر بگویم برای چشمانت؟

چقدر شعر بگویم برای چشمانت؟
چگونه اشک بریزم بدون دستانت؟

چقدر دیده به در، باز منتظر باشم؟
چگونه صبح شود شامگاه هجرانت؟

چقدر از تو بگویم دلم شود آرام؟
چگونه غم نخورد دل، شود بقربانت؟

چقدر از تو برای تو قصّه بنویسم؟
چگونه قلب مرا میکنی پریشانت؟

چقدر ثانیه ها را دوباره بشمارم؟
چگونه ساعت عمرم رسد به پایانت؟

چقدر فاصله بین من و تو افتاده؟
چگونه دست من آخر رسد بدامانت؟

مرا مریض خودت کرده ای نمی آیی؟
بیا که چاره ندارم به غیر درمانت 
دیدگاه ها (۳)

ساقیا امشب ز درد عشق حالی دیگرمنغمه ای دیگر بگو من در نوایی ...

تو در تقدیر من هستی و در جانیکجا ،کی، در کنار من تو می مانی...

وقتی بغل این دل من خانه ی یار استدیگر بگو ای غم، که مرا با ت...

قدری آهسته...دلم پشت غزل جاماندهدلِ حساس ،دلِ خسته ،دلِ واما...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط